جستجو ها
من این وبلاگ را به عشق والیبال ساختم تحلیل پنلی تحلیل طولی بیناب یوردو اینترنتی آپامارکت فروشگاه اینترنتی فروشگاه اینترنتی آپامارکت نمونه سوالات عربی نوبت اول مدرسه شاهد بهلول گنابادی به جای هر دومون عذاب میکشم خدا میخواسته اینجوری من عاشقت بشم مخلوط زیره ودارچین وزنجبیل نبین نت اعلام زمان ارسال مدارک تیمهای پایه کشوری یا ثارالله ذاکران ز له طبس اذری خا تر صنفی پروژال سی دی کامل کد ویژن listاستقرار دبیر خانه استانی سه درس در آموزش پرورش ناحیه 2 بهارستان artist خدا کند یک اتفاق خوب بیفتد 1583 1608 1585 1586 1583 1606 private متن تلقین شهید الههٔ آب قزوین منطقه ایشان مِوِلی سلطان بدلیل مِوِلی سلطو اطراف قزوین قزوین حرکت محبعلی سلطان نمایشگرهای لمسی چگونه کار می‌کند؟ disney bola listlist1607 1580 1608 1605 1576 پیشین توزیع برگ، دفتر مورخ دبستان مورخ 1395 پیشین توزیع دانش آموزان اعضای صنفی اجتماعی حقوق مقررات قوانین نظام صنفی بهره برداران زباله دپوی کاکی دپوی زباله دشمن‌ترین افرادانی هستند که در جهت تضعیف گام برمی‌دارند کاشت پوستی ضدبارداری با قابلیت خاموش روشن شدن مداح مهدی زنگنه شیر یکطرفه مربی تیم ملی فوتبال ایران فروش داری فلسفه ریاضی زبان اوستایی مربوط زبان‌های باستان زبان اوستایی غربی ایران list1601 1604 گالری اینفو سرگل برنامه نویسی بدنسازی مبتدی کیفیت بایوشاک کیفیت رمزورازهای بایوشاک جمع م ر انقدر سالگی هفده یادم دیدی هفده سالگی یعنی انقدر دیدی یادم بگویم؟ دیدی اینجا نروژ است listhichi dige hamin فراخوان همکاری اساتید پژوهشگران اطلاعیه پذیرش بیشتر مورد اهنگ بی کلام رامین مهری یمن درآستانه یک کودتا رمان به پایانم کشاند آغاز تو اندروید خدایا دوست دوست دارم خدایا دوست دارم زیرا دوستت دارم خدایا دوستت 4444 چیست؟ نرم افزار تضمینی وایرلس تست شده باz ultra شبکه یوروتیک آهنگ جدید سون باند بنام دنیای بعد تو مسابقات امتیاز فیده فیده سکولار بدون ای وژی ؟؟ کاروانسرای زعفرانیه، از آثار دوره صفوی بنای آن از آجر، ملاط ساروج استفاده شده است س کته ه های خونی با استفاده از نانو ذرات مغناطیسی ت یب می شوند listlistlist1588 1605 1575 1604 تهدید نرم و کنترل هماهنگی در سازمان چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی باید میکنم گفتم کورش نداشته نداشته باشم روزها خیلی باید مراقب انتظار نداشته important سرگذشت کوانتومی فیزیک کوانتومی مورد فیزیک important font مورد فیزیک کوانتومی کلر زن مسابقه دختر شایسته جدید طراحی آئودی داشته پاریس اوایل 2017 اتومبیل پاریس نمایشگاه اتومبیل نمایشگاه اتومبیل پاریس دستبند سونی آب اسبی چلسی بی جنبه هایی که شادی را از ما گرفتند پایان نامه فردی مجازاتها در حقوق ایران وبلاگ کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی بروجرد نوجوانان صفحات کدام جوانان اینکه کینگ روزعرفه برای بچه دارشدن ازنظر ایت اله بهجت مه ایرج گزارش برنامه جنگل پروز modifying adverb adjective object direct verb adjective modifying adverb modifying direct object phrase modifying modifying flags صندوق ذخیره عرش فرش نامردی نامردان نامرد رفیق نمیبینم نداشت کردی سلام نگاه خالی کردی ناکرده تازیانه کدامین گناه گناه ناکرده تازیانه نمونه قرارداد کار مردم دروغگویانی که خود را قهرمان اشتغا ایی می دانند را از صحنه کشور حذف کنند pcmtrader for android تک درخت نامت را بگو فامیلت را بگو مراسم عروسی برای مراسم اهوازی برای داماد اهوازی برای مراسم عروسی فایل منیجر file astro فایل منیجر astro file عالی “آسترو” منیجر قدرتمند with clouds فایل منیجر قدرتمند دیالو کامل رامیز در ایزیل اهنگ های تالشی final episode جانبو font style margin family para calibri para margin font family family calibri minor latin font minor font family calibri font minor latin لیست کامل وسایل مورد نیاز برای زایمان که باید به بیمارستان ببریم پرفراتور مهدایران 33753929 i m sad
برترین ها


میکنم درست درست حس

دلایل فنی فاجعه ریلی از زبان یک کارشناس  

آیا سیستم ایمنی که جان و مال مسافران، سرمایه‌گذاران و ذی‌نفعان به درست عمل آن وابسته است، باید بنشیند و نگاه کند مثلا یک عامل انسانی رنگ سیگنال محرز خطر قرمز را به نزدیک‌ترین، بدیهی‌ترین و عقلانی‌ترین نوع آن تعبیر نکند.لینک خبر


دلایل فنی فاجعه ریلی از زبان یک کارشناس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

88- آذر ماهیم  

اگه دیدی یه آذرماهی زیاد غر غر میکنه و رو رفتارات حساسه بدون خیلی دوستت داره ولی اگه یهو ت شد و دیگه هیچی نگفت بدون یه کاری کردی که بدجـــــــــــــــور از چشمش افتادی من زاده آذر ما هم ...اگر مرا میخواهی باید با غرورم بخواهی ...اگر مرا میخواهی باید با پیچیدگی ام بخواهی ...اگر مرا میخواهی باید با صراحتم بخواهی ......من با بقیه متفاوتم .. اگر میخواهی مثل بقیه باشم برو دنبال همان بقیه ...آنکه درون من ه است، عشق است ..عشقی که منتظرست دست از پا خطا کنی تا


88- آذر ماهیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من اینروزها  

ایشان سرما خورده و انگار پایان دنیاست. با خودش و ما و دنیا و کتری و همکار و باد بد خلقی میکند nbsp برایش nbsp سوپ سبزیجات درست ميکنم و دوش میگیرم؛ موهام را درست ميکنم و آرایش ميکنم و به حانه دوست دیرین برای ناهار میروم. nbsp روز خوبیست با دو دوست دیگرم و کلی میخندیم. ۳ بلند میشوم که از ترافیک دور باشم. از شیرینی فروشی یونانی nbsp چند رقم شیرینی خوشمزه می م و ساعت ۴ خانه هستم. ایشان زی تو اخمالوست و درد دارد. چای دم ميکنم nbsp و سبزیهای ترشی را پاک ميکنم و می


من اینروزها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تنها با تو  

nbsp دوشنبه که صبح کمی ورزش nbsp و آب زیاد نوشیدم و ساعت ۹.۲۰ رفتم سر کار. فکر می ۲ بر میگردم و به دوستی پیام دادم nbsp که nbsp بهش nbsp سر nbsp میزنم ولی تا ۴ ماندم. سر راه کمی ید و خانه که رسیدم ۶.۲۵دقیقه بود. چای دم و برنج هم همینطور nbsp و رفتم برای پیاده روی. nbsp از جلو خانه دوستم رد شدیم و کمی پیشش ماندم و حرف زدیم و قرار شد فردا اگر شد بیاد خانه ما پس از کار. nbsp برگشتم خانه و ماهی سرخ و با سبزی و ماست شام خوردیم. nbsp دوشنبه سر کار با دوتا از همکارام رفتیم ناهار ید


تنها با تو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نزدیک باش و دور بمان از من  

ف عجیب آمد و خندیدییک گرگ پیر ،جا شده در فنجانپیرم ولی هنوز خطرناکم نزدیک تر به من نشو دختر جان تو کوچکی ...درست نمی دانمدر شعرهام بوی تنت باشدکشف دو تا پرنده ی بازیگوشپشت حصار پیرهنت باشد این شعر نیست...سایه ی صیادی ست\-تیر و کمان گرفته ...بترس از من شعر من آتش است ،نخوان دیگرآتش به جان گرفته بترس از من... شعر است پشت شعر... نخوان دیگردام است پشت دام ...مواظب باش تردید کن ،بترس ، نیا نزدیکرویای بی دوام ...مواظب باش با من نمان که راه گریزی نیستاین ماجر


نزدیک باش و دور بمان از من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چند روزی می شود در خواب صحبت می کنم  

چند روزی می شود در خواب صحبت می ک تو و احساسِ دلتنگی شکایت می کنم خسته گی در خاطرم.. دیوانگی.. یا بیشتر..با خودم پشت سر تو باز غیبت می کنم رفتنت حال عجیبی داشت بدتر از همه هر دقیقه پشت هم حسّ حماقت می کنم صندلی، تخت و اتاق و پنجره دلگیرتربا نفس تنگی در این قیامت می کنم ماه را در آسمان می بینم امّا باز همچون پلنگی با خودم قصد رقابت می کنم ع هایت توی قاب آلِبوم در پیش روبچه گانه در دلم حسّ حسادت می کنم ساعت دیواری از وقتی تو رفتی گیج شدروزها را بی تو ه


چند روزی می شود در خواب صحبت می کنم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خوشت اومدبگوایششششش  

دختره به پسره میگه میخوای جاییکه آمپول زدم رو ببینی؟ پسره میگه آره. دختره میگه همین تزریقاتی روبرو اگه گفتی اون چیه که مردا در میارن ، می خورن ؟ای بی ادباون یه لقمه نون حلاله اومـــد..اومـــد..ا.و.م.د.آخ خیالم راحت شد ..بلا ه اومد ..خسته شدم از بس اینو تو دستم گرفتم و ور رفتم باهاش ..بلا ه اومد قوطی باز کن دارا و سارا اینقدر تنگی که وقتی توت می کنم احساس ميکنم داری میشی نشی که فقط تو رو دارم جوراب جونم تنها بودیم ؛ بدنت گرمت منو گرم میکرد؛آروم پاهات


خوشت اومدبگوایششششش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

-83- دارم خودمو میبازم  

  فکر کنم تو طول این یک سال متوجه نشدن که من مدام صبر ميکنم و صبر ميکنم و صبر ميکنم اما از یه جایی به بعد دیگه تموم ميکنم رابطه رو...خسته میشم و ول ميکنم میرم...نمیخوام ول کنم برم..میفهمین؟ دوست ندارم برم.. پس کاش سعی کنن بفهمن که انقدر با شوخیاشون تحقیرم نکنن..چیزی نمیگم بهشون و چیزی نمیگم اما یه روزی مجبور میشم همه چیز رو کنار بزنم و تموم کنم این بازی رو.مهم ترین چیزی که این چند وقته فهمیدم معنای سکوته...این که خی لی وقتا تو رابطه های حضوری فقط حضو


-83- دارم خودمو میبازم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رمان  

گوشه ی اتاق مشترکم با خواهرم کز کرده بودم.پاهامو تو شکمم جمع کرده بودم و دستامو محکم دورش حلقه کرده بودم.صدای ناله های بی جون مامانم به روح و تن خسته ام چنگ میکشید.بیشتر تو خودم مچاله شدم.اشکام به پهنای صورتم جاری بود...تنها همدم این لحظه های زندگیم همین اشکا بود که روی گونم سُر میخورد و بعد روی لباسم گم میشد.دهنمو چسبوندم به پام تا صدای هق هق ام رو خفه کنم...تا صداش از اتاق بیرون نره...آخه هر وقت گریه میکردیم یا جیغ میکشیدیم بابا دیوونه میشد...اوّ


رمان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گریه بی‌شرط  

بعضی وقتا میبری از همه چی، فقط یه چیزی میخواهی؛ یه نشونه که با خودت بگی این تغیره دیگه عوض میشه همه چی در واقع اون نشونه الکیه فقط باعث میشه درونت یه چیزی ت بخوره. و این بد نیست . . . فهمیدم بعضی کار ها کار من نیست. البته پشیمون نیستم از کارایی که اما فهمیدم که کار من نیست. باید ول کنمشون، رهاشون کنم. فهمیدم افرادی که دور و بر من هستند، اونهایی نیستند که باید باشند. فهمیدم . . . . ولی خب حالا باید بگردم دنبال اون بهونه تغیر که اول گفتم، امیدوارم درست


گریه بی‌شرط
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دختری ب نام یلدا  

دختری_به_نام_یلدا هر وقت که میخوام داستان زندگیم رو بنویسم ، پیش خودم میگم کاشکی از همون جایی که میخوام شروع کنم ، اهل خاطره نوشتن بودم و با همون سن و همون حالات روحی اون لحظه مینوشتم.اما الان باید با این روحیه و اینی که هستم و از زمانی شروع کنم که یک دختر 10 ساله بودم و آ ین دم و بازدم مادرم رو با چشم خودم دیدم... با اینکه 3 سال تموم مریضی کشید و زجر کشیدنشو دیده بودیم ، وقتی که مرد همه وجودم رو ترس برداشت... مثل بهرام داداش بزرگه و نگین که بعد بهرام


دختری ب نام یلدا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رمان کی_گفته_من_شیطونم  

قسمت اول با صدای زنگ ساعت از خواب بیدارشدم پتو رو زدم کنار رو تخت نشستم به مخم فشار اوردم که چرا من الان ساعت گذاشته بودم ... اهان میخواستم اون نقشه ام رو اجرا کنم ... رفتم دستشویی صورتم رو شستم ب تا نصفه شب داشتم میدیدم برای همین چشم هام باد کرده بود اونم چه ی تا صبح خواب های زشت دیدم ... یه مانتوی سرمه ای پوشیدم من نمیدونم درد شون برای چیه نمیذارن ادم تو مانتوی روشن بپوشه .... حاضر که شدم رفتم جلوی میز تو .... یه خط چشم نازک کشیدم با ریمل همین .. لب هام


رمان کی_گفته_من_شیطونم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام  

حتما بخونید از دستش ندیدن خیلی قشنگه یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، اونجا شده بود خونه گناه و معصیت...دیگه توضیحش باخودتون....شب عاشورا بود. هرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودندنه ، نه هیئت، نه پیراهن مشکی، هیچی... ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنمتو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، خانم چادری وسنگینی بود کنارخیابون منتظرتا ی بود .خلاصه اومدم جلو و سوار ماشینش یه دفعه یه فکری مثل برق توذهنم جرقه زد بله خو


اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متوهم...  

_محمود بیا ببین اینی که نوشتم چطور.. محمود آرام پایه های جلوی صندلیش را بلند میکند و با صندلی تک چرخی میزند و بعد گردنش را به سمت من میچرخاند \+بازم از دفاع مقدس و این چیزا نوشتی؟ رنگ یک دفعه از صورتم میدود و میرود و شادی صورت انگار پفش میخوابد، دستم را روی کاغذ هایم میگذارم و میگویم _نمیخواد بخونی، الان که یه نگاه انداختم دیدم هنوز جا داره تا تموم بشه.. محمود پایه های جلو صندلی را به زمین میزند و صندلی را عقب میکشد و برمیگردد سمت من \+یهوویی به ای


متوهم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

unanswered questions of the week!  

هو الحکیم   در ایّامی که گذشت، شاهد چرخش ۱۸۰ درجه‌ای بعضی آدم‌ها بودم ... و حالا که تموم شده، با ۱۸۰ درجه چرخش دیگه برگشتن سر نقطه‌ی اوّل ... و یک چرای بزرگ مغزم رو می‌خوره یک چرای ساده ... ولی بی‌پاسخ چرا بعضیا تکلیف‌شون با خودشون معلوم نیست؟ ... اینا چطوری می‌تونن این‌جوری زندگی کنن؟ بعضیاشون چطوری تونستن چهل پنجاه سال با این پارادو ‌ها زندگی کنن؟ ... یکی می‌خونه ولی بی‌حجابه یکی دیگه از وقتی حج رفته، باحجاب شده ولی هنوز نمی‌خونه ... ...  اصل


unanswered questions of the week!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

another sleepless night  

یادم نمیاد آ ین باری که راحت خو دم کی بوده... خیلی حرفا واسه گفتن دارم، ولی طبق معمول خفه خون میگیرم و فقط نگاه ميکنم... نگاه ميکنم و نگاه ميکنم و نگاه ميکنم... فقط نگاه ميکنم به همه تا الان، همیشه همین بوده... زندگیم متشکلِ از لحظه‌هایی که فقط نگاه و هیچی نگفتم... یا اونقدر چیزی که میخواستم بگم رو رنگ ، که واقعا معلوم نشده حرف حسابم چیه... من یه آبکشم همه چی ازم رد میشه یه بوسه ی کوچیک روی پیشونی اما، تنهایی خیلی حرفا میزنه... در طی همه‌ی اینا، راجع ب


another sleepless night
منبع :
درخواست حذف این مطلب

پیاده روی اربعین  

تشریح برخی «اسرار» و «آداب» پیاده‌روی اربعین توسط پناهیان پناهیان اربعین از یک مستحب گذشته و امروز یک وظیفه است برای افزایش جمعیت اربعین تلاش کنیم باید فهرست آداب پیاده‌روی اربعین بین «تمام زوار» توزیع شود چهار نکتۀ مهم در آداب پیاده‌روی اربعین پناهیان اربعین مجلس روضه‌ای است که خود حسین ع برگزار کرده. شما باور می‌کنید که ی هیئت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟ چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیات


پیاده روی اربعین
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بداخلاقها، خیلی بداخلاقها  

گاهی وقتا، این حس بهم دست میده که جدی با زبون بی زبونی خیلی وقتا بالای ده بار خواسته بهم بگه که ای دختر من تو زندگیم دغدغه دارم، زن و زندگی دارم و تو مینیمم اهمیتو در زندگی من دارا هستی حق هم داره، زندگی خودشه، مگه من چیکارشم ، اینکه من مینیمم اهمیت رو داشته باشم یا اصلا واسش کلا بی اهمیت باشم مهم نیست واسم. اینکه همیشه اینو مستقیم و غیرمستقیم بهم منتقل میکنه یه ذره اذیتم میکنه. اینکه خیلی واضح بهم میگه تو به درد سلام علیکم نمیخوری خیلی ازارم م


بداخلاقها، خیلی بداخلاقها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آقای گل محمدی !  

سلام...  روز بخیر.... بالا ه تونستم ویزای کذایی رو از اون خدا نشناس ها دریافت کنم هرچند فکر ميکنم اونا خیلی بهتر و شدید تر از ما به آموزه های اخلاقی و  تعالیم انسانی پایبند هستن.... احتمالا آ ماه یه سفر دو هفته ای برم... و اگر همه چی اوکی باشه.. دوباره برگردم و کارامو م و ایندفعه برای مدت طولانی تری برم... اینا رو گفتم تا این ماجرا رو براتون تعریف م...  یه ی داشتم که انسان بسیآر شریف و کار راه بندازی هستن... به بنده ی حقیر هم لطف دارن و اینجانب و سایر جوان


آقای گل محمدی !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اولین پُست پاییزی  

سلام.. ظهر بخیر خوبیم..خوبید ؟ از سفر بازگشتیم... و این سفر به سفر بدون بازگشت تبدیل نشد ... رفته بودیم به یه روستای خیلی خووب و قشنگ ... سمت کویر و اینا.... همه چیز هم طبیعی و عالی ... فقط یه مقدار آفتاب شدید بود و پوست ما هم که حساس و لطیف   دو تا اتفاق جالب توی این دو سه روز افتاد که امروز یکیشو مینویسم... فردا هم یکیشو... تا یآدم نره. اول ، دومی رو میگم.. بعدش اولی رو به عنوان دومی میگم. سوار تا ی بودم .. از آریاشهر به سمت هفت تیر... عقب پشت سر راننده نشستم... ا


اولین پُست پاییزی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

...  

صبح شدهمامان داره با چشای خیس سرم داد میزنهبابا هم پش سرش واساده چ خیسهمامان همش ت م میدهمیزنه تو صورتمچشامو باز ميکنممامانو نیگا ميکنم. عه بابام که اینجاس.حرف میزنم میگم چیه بابا نمیشه یکم دیگه بخوابم ؟مامان باز صدام میکنه پاشو دیگه این مس ه بازیا چیه میگم وا مامان بیدارم به خدا چرا اینجوری میکنی خوب بابا مامانو حول میده اونور و با لحن مهربونه همیشه میگه دخترم ؟ بابایی پاشو دیگه\+عه بابا نکن دیگه نمیبینی مگه ؟ بیدارمممم میگم عجبا \-_\-بابا س


...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نترس  

کاری ميکنم بیمارام نسبت ب پزشک دیدشون عوض بشه  کاری ميکنم بچه ها عاشق امپول بشن  دیگه نترسن هیچ کدوم از بیمارام نترسن از امپول از سرم از هزینه های هنگفت  تو خودت منو فرض کن  وقتی دارم ریه و مبحث رنتیک و میخونم درس نیست.عشق ِ. دلیل زندگیه  هدفی که براش ساخته شدمه  داشتم مینوشتم چیزیو. ی لحظه ب فرم دستم و خودکاری که می ید روی کاغذم نگاه فک و تصور اونی ک مینویسم درس نیست. داروِ، و اون کاغذ دفترچه بیمه اس  حالا من بوی خوب کودکیتو میدم  


نترس
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گربه فروشی  

چون ماهی در خیابان می دویدم که یه ماشینه بهم گفت آدم نمی شی بچه جان منم مشتری پروپاقرص گربه فروشی بودم، یه بهم میگه که نمیفهمم ، ی اهمیت نمیده منم درسته مغزشو می خورم و به همین قانعم اما افتخار ميکنم که میمیرم برای هرچی پوله زوره ببخشید وقت ندارم لطفاً بعداً مزاحم شو باشه باهات دست میدم و از یه دسته دیگه میگیرم،خیلی ازت متنفرم وبا این حال هروقت میبینمت روی ماهتو میبوسم،پس به امید دیدار به قیامت ..........         چند س ه؟تخمه ژاپنی بزن...مرسی ممنون


گربه فروشی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شرح استخاره  

استخاره به معنی خواستار رهنمای شدن از خداوند است در رابطه به عمل بر یکی از دو تصمیم شرعیی و حلال. در مورد موضوعات فرض ، حرام و مکرو استخاره لازم نیست. استخاره مربوط میشود به موضوعات مبهو مجاز و مستحب تشویق شده و یا پسندیده ، ،که انسان نمیداند که بر کدام یک از آنها خیر او بیشتر است. بطور مثال در تصمیم به ازدواج یا ادامه تحصیلات عالی استخاره جایز است. در مورد استخاره سوء تفاهم در اذهان بعضی مسلمانان موجود است و آن اینکه بعد از استخاره و دعای آن ت


شرح استخاره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

متوهم...  

_محمود بیا ببین اینی که نوشتم چطور.. محمود آرام پایه های جلوی صندلیش را بلند میکند و با صندلی تک چرخی میزند و بعد گردنش را به سمت من میچرخاند \+بازم از دفاع مقدس و این چیزا نوشتی؟ رنگ یک دفعه از صورتم میدود و میرود و شادی صورت انگار پفش میخوابد، دستم را روی کاغذ هایم میگذارم و میگویم _نمیخواد بخونی، الان که یه نگاه انداختم دیدم هنوز جا داره تا تموم بشه.. محمود پایه های جلو صندلی را به زمین میزند و صندلی را عقب میکشد و برمیگردد سمت من \+یهوویی به ای


متوهم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سونامی سکوت  

سکوت ميکنم در برابر تمام دنیا سکوت ميکنم در برابر بدی ها سکوت ميکنم در برابر خوبی ها حتی سکوت ميکنم در برابر گناه سکوت ميکنم در برابر شرم سکوت ميکنم در برابر وجدان سکوت ميکنم در برابر خیالات سکوت ميکنم در برابر تنهایی سکوت ميکنم در برایر سرنوشت سکوت ميکنم در برابر خودم سکوت ميکنم در برابر خدا سکوت ميکنم در برابر همه چیز سکوت ميکنم چون حرف زدن بلد نیستم سکوت ميکنم نه که گنگ باشم نه سکوت ميکنم چون می ترسم سکوت ميکنم چون میترسم از تمامی سرزنش ه


سونامی سکوت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

امروز  

میخوام فقط بگم امروزم چجوری گذشت صبح با صدای آتنا که پر بود از استرس بیدار شدم با سمیرا تخم مرغ با شیرعسل خوردم آماده شدیم سه تایی ،جهان اومد دنبال سمیرا و من و آتنا رو هم تا یه جاهایی رسوند اولین ماشینی که رد شد تا ی بود و من رفتم نیم ساعت زودتر رسیدم نت پیدا نشستم و قبض که یه ماهه مامان داده پرداخت کنم و پشت گوش میندازم پرداخت ميکنم ،واسه روزای دوشنبه چهارشنبه غذا رزرو ميکنم. یکی از بچه ها میاد کنارم میشینه و از درس برنامه نویسی به زبان c میپر


امروز
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تویی که فراموش  

نور خورشید از پشت پنجره اتاق ، از های حریر نازک میخوره توی صورتم و بیدارم میکنه . پلکای پف و باز می کنم و خمیازه ای می کشم با کش و قوسی که به بدنم میدم خستگی تنم برطرف میشه . نمیدونم چه خو دیدم یادم نیست اما میدونم که بهم انرژی داده . در حالیکه روی تخت رو مرتب می کنم تا برم به نظافت صبحگاهیم برسم خدا رو شکر می کنم که همه چیز ردیفه و فراموشت . فراموش که توی همین اتاق چه دیوونه بازیا که در نیاوردیم . دست و صورتمو می شورم و مسواک می زنم بعد با وسواس و با


تویی که فراموش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

منحرفی بخدا  

دستانش را دور کمرم حلقه کرد من را بقل کرد و با خودش بهاتاقش برد . لباسش را در اورد بعد کلاه من را بر داشت . لبهایهتشنه اش را بر لبهایه من گذاشت کمی که گذشت احساسهتهی بودن در من دست داد .وقتی که عطشش فرو کشید من رابه گوشه ای پرت کرد. انجا بود که برهیه اولین بار احساسه تلخش تن و د شدن به من دست داد.خاطره ای از یک شیشه نوشابه   _______________________________________________latifesms.   یادته اون دفعه اومدی دستمو گرفتی بردی یه جای خلوت تندی شلوارت رو کشیدی پایین منم هر چی آب دا


منحرفی بخدا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حال کن  

اول 2 تا لنگشو باز ميکنم بعد باهاش ور میرم بعد خیسش ميکنم ا ش با دستمال پاکش ميکنم...من عینکم رو اینجوری پاک ميکنم حالا به من نمی دی و میری به دیگران میدی؟اس ام اس رو میگم چرا فکر بد میکنی؟ زن خیلی بزرگه مرد عادت میکنی.زن از پشت درد میگیره مرد جا باز می کنه.زن نمی خوام مرد خیلی بزرگه؟زن آره. مرد بگم یه کفش دیگه بیارن؟ اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش ک ، آ ش ر جواب کار یه روز دو تا نی نی کنار هم دراز کشیده بودند.که نی نی اولی از نی نی


حال کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 2.218 seconds
RSS