جستجو ها
ساعت تکرار برنامه روح پهلوانی زمان وکودکان ونوجوانان رحلت اکرم ص شهادت حسن مجتبی ع شهادت حضرت علی بن موسی الرضا ع معنی اسم هازال اؤلکه ائولنمه‌لرین بئشده بیری بوشانماقلا باشا چاتیر وقت سفارت امریکا جهت مصاحبه ویزای امریکا لاشخور کنیم میبریم پناه پناه میبریم iran resmi tatil gnleri listesi دوست همین خودتان خاطر بخشش تمام همین الان روان شناس خودشان فرار دوره زمانه عربستان سلمان قدرت کرده منطقه محمد خلیج فارس انتقال قدرت عربستان سعودی پسرش محمد خاندان حاکم ♥نفسم؟؟کجایی عشقم؟؟دلتنگتم قلبم♥ پوست کن تریپل اسلایسر 3 کاره triple slicer داریم به پایان سال نزدیک میشیم مرکز آموزش بهورزی شیروان خداهست هنوز مبلادحضرت زینب س چطوره ؟نظر دفتر این مرجع تقلید توضیح داد ی به آیت الله مکارم حمله نکرده رسانه‌ها تقوا را رعایت کنن تکنیک های تلقین تخیل برای افزایش تمرکز تقویت حافظه istance ا ین بالاترین نرخ سود س موسسه ات مالی اعتباری malaysia flight دو سه خط روضه لبست قیمت واکی تاکی مجاز فروشگاه پیفایو بیسیم معنی ترکی به فارسی نیسکیل behnam عشق2 اسامی بازیکنان فوتبال منتخب نوجوانان وجوانان استان گیلان که باید در تمرینات سال 1394 شرکت کنند important محمد چهارده معصوم چهارده معصوم important font کمپینگ کمر مقبولا طرقبه الاجل الاجل یا مولا یا صاحب ا مان آیین عزاداری اربعین در طهران قدیم کتاب ریاضی کنکور درسی خواندن زبان کتاب درسی سازمان سنجش دانش آموزان کتاب زبان چگونه ؟؟؟۱ صورت مخلوط بزنید هرکه نان از عمل خویش خورد منت حاتم طائی نبرد بی مر خود خویشتن نی نی جونم عاشقتم آلبوم قطعه برای مجسمه گچی در اصفهان نیم، ندارم منگر، نمره ارائه پروژه جلسه تکنولوژی دیوان زندگی پیدایش ساده‏ترین سˆرœ‡ سˆرœ‡ شات گا† سرباز گرˆ‡ ترˆرœستœ قرص ها و جایگزینی انسولین کتاب تعلیم دانش خواندن کتابخوانی تربیت دانش آموز دانش آموزان خواندن کتاب توسط دانش ایجاد علاقه بارش تبریز نرمال بارش تبریز اطلاع ثانوی خواهیم داشت listlistزندگی در زمان حال پیام محور نسبتاً ساده دارد ندارد آزاد پیام list ها اهنگ معین زد خالیه پاکت سیگارم خونه سعید ساعت فاطیما بیدار افطار بیدار بودم افطار خونه عقرب نجات عشقم یادته بودی؟؟؟ دوست دوست دارم اینو بدون عشقم اینو اه باید smart باشند نصب مونیتور روی پراید joks sms چهارشنبه ترقه بازی چرا کشور ترکیه به تعداد زیادی شاعر نیاز مبرم دارد؟ زنگی نامه سید جوادذاکر storm bird ode بازم باید چند وقتی نباشم پوزش یک سبد خیال مهم‌ترین اخبار سایبری کشور در دی‌ماه گل زبان ، گیاه دارویی بومی کوه های البرز ، خواص دارویی آن محرم دیر خانم زینب عزاسی یعنی چ ثبت حضور برای بازی در سرور قهرمانان تا مفتول انواع p oshop for mac free full version cs5 توشد اشتباه نکنید این تصاویر، واقعی هستند 20 داروی گیاهی فوق العاده برای شکم چربی قسمت1 ماژول صفحه عیدان ابوحمزه 2017 climate change الهی باشد الهی سواد آموزی از نگاه دو نکته قرآنی درباره سواد آموزی وایرلس لبتاب را چطور فعال کنم هفته کرامت 2 ، روز دختر، تکریمی واجب دروغی بزرگ aviation اضداد کرده قطعی قطعی کرده ملت‌های آسیا برگزاری دیدار نتیجه پرخاشگری در جوانان چیست؟ proverb تولد 4ماهگی دخترم تحقیق در مورد بزرگترین یاخته ها علوم هفتم max uninstaller اهنگ ترکان و dar hame جدیدترین مدل مانتو بهار biofilm اهنگترانه غم سنه قربان اولسون مقاله بررسی علل وجود فاصله انتظارات بین حسابرسان و استفاده کنندگان گزارش حسابرسی pinned beat when سلاح‌های فرانسه در کوبانی خنده جوکهای جوکهای خنده سیدم
برترین ها


مهدیار، اون طبل شادانه رو بیار

بازی مهدیار  




بازی مهدیار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ما چهارتا  

قسمت چهارم کیک و کادو از دستم افتاد رو زمین و هاج و واج خونه رو نگاه می و زنگ میزدم به بچه ها..صدای موبایل همشون از تو گوشه و کنار خونه میومد.. خیلی نگران بودم..کاری ام ازم بر نمیومد..نشستم یه گوشه خونه و زل زدم به  دیوار..تا اینکه صدای زنگ گوشیم بلند شد..شماره ی ناشناس بود..منم حدس زدم یه ربطی به بچه ها داشته باشه..برای همینم سریع تلفنو جواب دادم..قبل از اینکه اصن من حرفی بزنم طرف شروع کرد پاتوق همیشگی تو کافی شاپ.. تا اومدم حرف بزنم گوشیو قطع کرد.. من


ما چهارتا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اداب عزاداری در محرم  

\- مدیریت در مراسم عزاداری مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند. آقا پدران شما اشتباه می‌ د. بی‌وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند.  صادق به یک نفر گفت چرا خانه‌ات اینطور است؟ خانه‌ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه‌ی بزرگ تهیه کن. گفت مرحوم پدرم و جد


اداب عزاداری در محرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مدیریت زمان  

لطفا مدیریت زمان داشته باشید بهتر است حواستان به زمانی که از دست می دهید باشد و مدیریت زمان داشته باشید.  یکی از با ارزش‌ترین دارایی‌های هر فرد زمان است و باید بتواند حداکثر بهره را از این فرصت تکرار نشدنی ببرد. هوشنگ مهديار، روانشناس اظهار کرد همه افراد و تقریبا هر فردی در دنیای امروز دچار کمبود زمان شود و به ادامه مطلب


مدیریت زمان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شادانه  

خوب باشیم. شادانه زندگی کنیم. بدانیم که در جهان ؛ جا برای شادی،موفقیت و خوشبختی همه ی ما به کفایت وجود دارد. و افسانه ی شخصی ما راهی که باید طی شود برای دست ی به کمال روح به کار هیچ جز خودمان نمی آید. پس؛ آرام باشیم. اگر راهی را میپسندیم ؛ یقین داشته باشیم که خواهیم توانست با رشد خودمان و نه با حذف دیگری ، و نه به قیمت گزاف غصه ی هم نوعانمان یا هر موجودی، به آنجا که مقصود است دست ی م. چرا که جهان هستی؛ بسیار وسیع و بخشنده است. حقیقت ناب ما را به سمت خ


شادانه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کارناوال ا  

هرساله در محرم ؛ شاهد رژه ی باشکوه کارناوال های طبل ن  و نوازندگان در ایمان هستیم که همه از پیر و جوان، زن و مرد به تماشا ایستاده و برایشان جالب است... اما سؤال اینجاست که این سبک به اصطلاح عزاداری  از کجا و چگونه وارد فرهنگ عزاداری ما شده است؟؟ این رژه ی کارناوال چه چیزی از پیام های عاشورا و قیام حسین ع را برایمان بازگو می کند؟ با دیدن این رژه های باشکوه چه درسی از واقعه ی عاشورا فرا میگیریم؟؟ البته هرازگاهی درگیری دسته های طبل ن  که برخی حتی ق


کارناوال ا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دختری ب نام یلدا  

دختری_به_نام_یلدا هر وقت که میخوام داستان زندگیم رو بنویسم ، پیش خودم میگم کاشکی از همون جایی که میخوام شروع کنم ، اهل خاطره نوشتن بودم و با همون سن و همون حالات روحی اون لحظه مینوشتم.اما الان باید با این روحیه و اینی که هستم و از زمانی شروع کنم که یک دختر 10 ساله بودم و آ ین دم و بازدم مادرم رو با چشم خودم دیدم... با اینکه 3 سال تموم مریضی کشید و زجر کشیدنشو دیده بودیم ، وقتی که مرد همه وجودم رو ترس برداشت... مثل بهرام داداش بزرگه و نگین که بعد بهرام


دختری ب نام یلدا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رمان کی_گفته_من_شیطونم  

قسمت اول با صدای زنگ ساعت از خواب بیدارشدم پتو رو زدم کنار رو تخت نشستم به مخم فشار اوردم که چرا من الان ساعت گذاشته بودم ... اهان میخواستم اون نقشه ام رو اجرا کنم ... رفتم دستشویی صورتم رو شستم ب تا نصفه شب داشتم میدیدم برای همین چشم هام باد کرده بود اونم چه ی تا صبح خواب های زشت دیدم ... یه مانتوی سرمه ای پوشیدم من نمیدونم درد شون برای چیه نمیذارن ادم تو مانتوی روشن بپوشه .... حاضر که شدم رفتم جلوی میز تو .... یه خط چشم نازک کشیدم با ریمل همین .. لب هام


رمان کی_گفته_من_شیطونم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیوگرافی از بهرام نورائی  

بهرام  با نام مستعار بهرام دیوار یکی از هنرمندان فعال در موسیقی فارسی است که با زمینه شعری \-اجتماعی خود به شهرت رسید. او از سال ۱۳۸۰ تا کنون در زمینه‌های مختلفی از فارسی فعالیت داشته‌است و جز ستون‌های اصلی و تاثیرگذار موسیقی زیرزمینی ایران به شمار می رود. آغاز فعالیت بهرام از سال ۱۳۸۰ در تهران به همراه سه نفر دیگر از دوستانش در قالب گروهی موسوم به گپ فعالیت خود را آغاز کرد.آهنگهایی با مضامین پرخاشگری و سرکشی که تعداد معدودی از آنها در فضا


بیوگرافی از بهرام نورائی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

که از وجودِ تو مویى به عالمى نفروشم  

صداى بلندِ نفس هاش ... بدجورى خواب داشت اما پا دردى که از دیروز غروب گرفته بود حسابى اذیتش میکرد و نمیذاشت بخوابه ... اصلا نمیتونست خوب راه بره ... خوندنش با عذاب بود ... یه جورى با زحمت مینشست و پا میشد که دلم میگرفت ... بالا ه راضى شد که براش پماد بزنم ... از درد ناله میکرد و این همه مدت ت بود ... با حوصله و دقت پاهاش رو با پماد ماساژ دادم ... دستم درد میگرفت اما به دردِ مرد فکر می دوباره جون میگرفتم ... بعدش نوبتِ کفِ پاهاش بود ... وازلین برداشتم و کفِ پاهاى


که از وجودِ تو مویى به عالمى نفروشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اشعار بختیاری - محمد باقر محب زاده  

« دِلـا »    « شور »   زِ دِلا زِیدُم بِه دَر بادی زِید دِلمِه وای اِخُم رَم زَردِه دَس بِنِه سرِ دِلُم به یادِ تو شُو مینِ خُونِه مَندیرِت نِشسِه قرار نادی تِی مُن وُرگِردی بگُو جُونُم سی چِه دیر کِردی وُری وَردار بیُو جُونُم تُو خُوت دُونی سَختِه تینُویی زِ ویرِت جُونُم مَیَر رَهدُم خُدا ایدُونَه دِلُم تَنگِه بیُو جُونُم جُون فِدات اِ کُنُم     بِه کَسی خَبَر بِدِه یارِ خُوشگِلمِه دِلُم پُرِ دَردِه بین چِه واس کِردِه تا خُروس خُونِه هِی


اشعار بختیاری - محمد باقر محب زاده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خاطره آقا آریا  

سلام ممنون از همه که واسم نظر گذاشتنادامه سری امپول زدنای من به اونجا رسید که وقتی 5 تا امپول زدم دیگه داغون شده بودم دو روزی خونه موندم و هر دفعه که ارمان می اومد بم امپول بزنه خودمو می زدم به خواب بعدشم با کلی ترفند فقط یکی شو زد اونم ارتین که کلی فحش نثارش که گفت خیلی بی تربیتی بچه همون ارمان برات خوبه دارو ها و امپولام هنوز خونه بود اما ی جراتشو نداشت بیاد سمتم جیغ می کشیدم اخه دیگه رفتم مدرسه هوام خیلی خیلی سرد شده بود از شانسم تو حیاط مدرس


خاطره آقا آریا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بخش دوم ناگفته های محرم در بهمن آباد  

برگزاری مراسم محرم دربهمن آباد مانند دیگر نقاط ایران آداب خاص خود را دارد مردم اعم از زن و مرد هر کدام به سهم خود کوشش دارند مراسم به نحو آبرومندانه و خداپسندانه برگزار شود در این میان  شاهد حضور طیفِ گسترده ای از خدّام هستیم که گرچه دیده نمی شوند ولی خدماتِ ارزنده ی آن ها دیده می شود به عنوان مثال؛ آشپز و کمک آشپز، انی که سفره می گسترند آن هایی که به شستن ظروف و تنظیفِ هیئت همت می گمارند و همچنین دیگر خادمینی که در بخش های مختلف خالصانه 


بخش دوم ناگفته های محرم در بهمن آباد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان دنیای ما/ قسمت دوم  

علومی در جلسه هیئت مدیره شرکت کرد و استعفای خود را تقدیم هیئت مدیره کرد جعفری در سخنانی با انتقاد شدید از سیاستهای علومی و مدیر عامل قبل قول داد تا با استفاده از سیاستهای جدید هیئت مدیره کیفیت شرکت و همچنین سطح زندگی کارکنان را ارتقاء ببخشد. جعفری در جلسه ای که با حضور تمام اعضاء برگزار شد قول داد تا افرادی را که در دوران هیئت مدیره قبل پست داشته اند یا ارتباطات با اعضای هیئت مدیره داشته اند یا هنوز در فکر حضور هیئت مدیره قبل در شرکت هستند را


داستان دنیای ما/ قسمت دوم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سمفونی طبل و سنج  

هنوز صدای طبل‌ها وسنج‌ها توی گوشم هست. آ ین سال‌هایی که در محله‌ای قدیمی‌تر ن بودیم و من تازه به سن پنج،شش سالگی رسیده بودم. خانه‌ی ما یک اتاق داشت که پنجره‌اش در محوطه‌ای بزرگ باز می‌شد... در خیابان بعدی هم، یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین مساجد اهواز قرار داشت. قاعدتا خواندن و نوشتن بلد نبودم و نمی‌دانستم کِی محرم می‌شود...اصلا درست وحس نمی‌دانستم محرم چیست ولی یادم می‌آید آن شب‌های سرد زمستانی را که شروع می‌ د به به نواختن موسیقی‌..


سمفونی طبل و سنج
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبحونه ی مازرونی - گویش آملی  

              صبحونه ی مازرونی سلامله کوم  زمسونه سرد ه و صواحی سر جان پر بالا کلسی نیشتی و ماشه ته دس دره، همتی دره تشه بالا پائین و مرتب کنی. ونگ کنی توران ، توران مه مار ، اون لووتکائه پلا ره بيار مه جانه مار لووه ی پلا ره که زرک دونه گرده جا کته بپته و اشون ب دنه و اتی بمونسه را با اتا کترا ایاینه دنه، مه پره دس. مامان شونه پنیر خیکی و آغوز چکه ره ایاینه و بعدش شونه چند تا اسکان چایی کنه و چاییه دله چن تا گره قن دم دنه و هر کدومه دله اتا چایی خوار ق


صبحونه ی مازرونی - گویش آملی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزهای ما  

من و فسقلی ۱۷ هفته رو به لطف خدا پشت سر گذاشتیم و وارد هفته 18 ام شدیم خداروشکر... خستگی و بی حوصلگی که گاهی نه همیشه ح تهوع هم چاشنیش میشه هنوز کم و بیش ادامه داره و بطور کامل دست از سرم برنداشته و بیشتر این حالات بد رو از صبح تا ظهر دارم البته بعضی روزها هم کلا خوبم خلاصه نمیدونم کی بطور کامل حالم خوبه خوب میشه تا لذت کامل رو از این دوران زودگذر ببرم. هی منتظر ماه چهارم بودم که دوران پادشاهیِ بارداری شروع میشه و حالات بد برطرف میشن ولی زهی خیال ب


این روزهای ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زندگی می گذرد...  

گاهی تلاطم این روزهای امواج زندگیمون از یادم برد شیرینیِ غیر قابل وصفی را که 16 هفته ایست با من است...حالا برای تغییر nbsp آب و هوای بارانی مادرش آستینِ nbsp همت بالا زده و با طلوعِ خورشیدِ تکان هایش غرق nbsp در شادیم می کند...لا حول و لا قوه الا بالله...یادم بماند که nbsp شیرینیِ این روزها خیلی زود به حسرتی دست نیافتنی بدل می شود... nbsp یادم بماند که تلخی nbsp این روزها هم می گذرد و جز خاطره ای nbsp چیزی باقی نمی ماند...زندگی می گذرد چه شاد باشم و چه غمزده...چه خوب


زندگی می گذرد...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تهران رفتنی که خاص شد!  

آ هفته گذشته یعنی از 4 آبان تا 7 آبان رفتیم تهران. ایندفعه یه جورایی برامون خاص شد. ظهر روز راه افتادیم و به پیشنهادِ من تصمیم گرفتیم سر راه بریم قم و زیارتی یم و دلی از عزا دربياریم و واقعا چه تصمیم خوبی گرفتیم چون به هر چهارنفرمون خیلی چسبید خیلی وقت بود که قسمتمون نشده بود بریم زیارت خانم حضرت معصومه س و همیشه در حال گذر از شهر مقدس قم از توی اتوبان بهشون سلام داده بودیم ولی خداروشکر این بار قسمت شد و رفتیم...حوالی ساعت 4 بعدازظهر به شهر مقدس ق


تهران رفتنی که خاص شد!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شیرین زبونی مهدیار (6)  

من دلت برای بابایی تنگ نشده مأموریت رفته؟مهدیار چرا خیلی دلم براش ضعف رفته در حالیکه چند روزه که با مریضی سروکله میزنه پای تلفن به یکی از اقوام که حالشو میپرسه میگه من چند روزه که دارم دارو میخورم ولی فایده نمیشه بابایی به مأموریت رفته و پیشمون نیست؛ شب موقع خواب مهدیار میگه زنگ بزنیم ببینیم بابا کجاست؟من بابایی الان خوابه.مهدیار کجا خو ده؟من توی مأموریتشه دیگه اونجا خو ده. نمیخواستم اسم هتل رو بيارم و هواییش کنم مهدیار مگه مأموریتش تخت دا


شیرین زبونی مهدیار (6)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دنیای کوچک درون من  

امروز به لطف خدا من و تازه وارد فسقلیمون یه خان دیگه رو هم از این پروسه به سلامت پشت سر گذاشتیم. امروز سونوی ان تی نرمال بود خداروشکر و بعدش هم رفتم و آزمایش غربالگری دبل مارکر انجام دادم که جوابش هفته آینده میاد به امید خدا... nbsp وقتی اون صدای شبیه یورتمه اسب رو برام پخش کرد کلی اشک ریختم و از خدا خواستم قسمت همه منتظران کنه ان شاءالله...تمام وقت چشمم به صفحه مانیتور سونوگرافی بود، فقط اون موجود 47 میلی متری با 173 بار تپش در دقیقه که آروم در درونم


دنیای کوچک درون من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اندر احوالات من...  

این nbsp چند وقت nbsp بخاطر حال بد صبح گاهیم که نمیتونستم برای ظهر غذایی درست کنم nbsp البته بگیر نگیر داره و هر روز یه مدلی میگذره nbsp مادرشوهرجانم هر روز زحمت می کشیدن و غذای مارو هم درست می ؛ یا برامون می فرستادن پایین و یا ما میرفتیم بالا. nbsp خدا حفظشون کنه واقعا و چقدر من شرمنده ی محبتشون هستم تا ابد...چند روزیه تصمیم گرفتم عصرها و غروبها که حالم نسبتا بهتره فکر غذای ظهر فردا رو م و ب خورش بامیه و آلو برای خودمون و مامان جون و باباجون بار گذاشتم و ب


اندر احوالات من...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حال و هوای محرم  

روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی nbsp هرسال و هرسال رنگ و بوی خاص خودش رو داره و تکرا ذیر نیستن؛ شور و حال عجیبیه که دلت نمیخواد هیچ وقت تموم بشه...امسال هم مثل سالهای قبل توفیق حضور در مجالس و روضه ها رو نداشتم و فقط یک شب شب تاسوعای حسینی nbsp به مسجد رفتم که با توجه به شرایط جسمیم بهره ی کافی و وافی رو نبردم ولی ماشاءالله به تو مهدیار عزیزم که اصلا اذیت نکردی و تماما در کنار دختر ات بودی و من هیچ نگرانی از جانب تو نداشتم.ظهر روز تاسوعا طبق روال هرسال


حال و هوای محرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تناوب زندگی  

13مهر تا 16مهر تهران بودیم و مهمانِ مامانم چقدر حالم خوب بود، چقدر همه خوراکی ها و غذاها هیجان انگیز بودن و خوشمزه و کلا خوش گذشت. مهدیار هم که دورش شلوغ بود حس خوش گذروند و حال و هواش عوض شد... ب برگشتیم اصفهان و امروز دوباره حسِ رخوت و لی و بی اشتهایی در من موج میزنه، خب معلومه دیگه بعد از دوسه روز میزبانیِ تمام عیار مامانم با ذوق و اشتیاقی که از حضور مسافر کوچولومون داشت، وقتی به خونه برمیگردم حالم از این بهتر نخوهد بود ولی دلِ من میدونه زندگی


تناوب زندگی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

4=3+1  

خیلی قبل از اینکه ازنظر علمی بشه وجودت رو nbsp ثابت کرد من میدونستم هستی، حضور داری و برات آیت الکرسی و والعصر میخوندم...این روزها مادرانه هایم امتداد می یابد...و من گاهی از یاد میبرم که دوباره های سختی در انتظار من است و با وجود nbsp یک پسرک سه و سال و نیمه سخت تر هم خواهد بود nbsp ولی وقتی یادم می افتد توکل میکنم به خود او که مثل همیشه تکیه گاهم باشد و مرا در آغوش خود گیرد تا انتهای این مسیر سخت...خدای خوبم این روزها رو در تقدیر همه منتظران قرار بده...پا


4=3+1
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزهای ما  

من و فسقلی ۱۷ هفته رو به لطف خدا پشت سر گذاشتیم و وارد هفته 18 ام شدیم خداروشکر... خستگی و بی حوصلگی که گاهی نه همیشه ح تهوع هم چاشنیش میشه هنوز کم و بیش ادامه داره و بطور کامل دست از سرم برنداشته و بیشتر این حالات بد رو از صبح تا ظهر دارم البته بعضی روزها هم کلا خوبم خلاصه نمیدونم کی بطور کامل حالم خوبه خوب میشه تا لذت کامل رو از این دوران زودگذر ببرم. هی منتظر ماه چهارم بودم که دوران پادشاهیِ بارداری شروع میشه و حالات بد برطرف میشن ولی زهی خیال ب


این روزهای ما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روز پیش دفاعه ملی  

خب خب خب اول سلام دوم برا اینکه منتظره نتیجه این باسسس بگم کههههههه nbsp صدا میاد؟ الو الو ....صدای شما نمیاد nbsp صداتون قط و وصل میشه الووووووووووو الووووووووووووو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.پیش دفاعم عااااالی بود...عااااالی ....قبل از هر چیز باس ازتون تشکر کنم. به خاطره همه مهربونی تون که تو پیاماتون موج میزنه. هر کدومو که دیروز میخوندم احساسه اشکولی بودن بهم دس میداد و واقعن فک می کنارمین. خیلی خیلی ازتون ممنونم. حالا بریم ببینیم امروز و دیروز چطو


روز پیش دفاعه ملی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فاجعه  

سلام خدا صبح بخیر... دیروز یه گند کاری بزرگ انجام دادم یعنی ... با... وقتی دیروز عصری رفتم خونه همین که داخل حال شدم بوی قرمه ... ی رو حس ... کل خونه بوی قرمه ... ی میداد...خب واسه شب مامانم قرمه ... ی گذاشته بود. بعدشم پتو اوردم و تو حال گرفتم خو ... دم تاساعت 7.30 به بعد ...بعد که بیدار شدم هی مامانم منت گذاشت همش خو ... کار نمیکنی غذا درست نمیکنی ظرف نمیشوری هی با خنده تیکه بارم ... منم فقط مثل ... ج و ویجا همش سرم به بالش بود و چیزی نمیگفتم تا ... کیم چون چو شروع شد 


فاجعه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مخابرات  

رایانه رایانه یا کامپیوتر در لغت به معنای دستگاهی برای پردازش خودکار داده هاست در اصل ماشینی برای پردازش و بایگانی اطلاعات می باشد. تاریخچه رایانه در زمان گذشته چرتکه و خط کش های محاسبه را کامپیوتر می گفتند ولی در اصل اولین رایانه در ... با استفاده از دیود و لامپ های خلاء اختراع شدند ایراد این کامپیوترها حرارت بالای آن ها بود در نسل بعدی کامپیوتر ها آمدند از ترانزیستورها و لامپ های کوچک تری برای رفع ایراد ها استفاده ... ند که با استفاده از این


مخابرات
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رایانه و مخابرات  

رایانه رایانه یا کامپیوتر در لغت به معنای دستگاهی برای پردازش خودکار داده هاست در اصل ماشینی برای پردازش و بایگانی اطلاعات می باشد. تاریخچه رایانه در زمان گذشته چرتکه و خط کش های محاسبه را کامپیوتر می گفتند ولی در اصل اولین رایانه در ... با استفاده از دیود و لامپ های خلاء اختراع شدند ایراد این کامپیوترها حرارت بالای آن ها بود در نسل بعدی کامپیوتر ها آمدند از ترانزیستورها و لامپ های کوچک تری برای رفع ایراد ها استفاده ... ند که با استفاده از


رایانه و مخابرات
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 4.065 seconds
RSS