جستجو ها
نمونه بروشور آموزشی فارسی دهم حسین گریه حضرت شهادت ائمه حسین حضرت زهرا نیست بلکه تربت خاتم ibm spss statistics v24 win x86 x64 linux 200t 2016 lexus شهرمیر عبدا انصاری السلام علیک اموزش دوخت برده بفکی بنویسید زنده مرده بنویسید اینجای شماره داوطلبی ازاد اهنگ پیشواز با صدای همایون شجریان کدش چند است متن قدر دانی در مجالس ترحیم آپدیت جدید لایسنس نود 32 ورژن 10 آپدیت نود 10 رایگان شنبه 25 دی تزیین آجیل عروس خانمها ویژه شب یلدا95 چطور لوازم یدکی تقلبی اصل را تشخیص دهیم second story تلاوت مجلسی مصطفی به تفکیک نفس ضرورت گردشگری دریایی چابهار تحصیلی درطول شیمی آموزشی برگزاری مستمر مطابق دستورالعمل اعلام خواهد پیوست اعلام مستمر درطول شیمی ناحیه پیوست اعلام خواهد معوفه حقوق سربازان سریعترین روش اخذ مدرک ایلتس خواننده زن سوادکوهی شرکت ارتفاع کاران کرج،پیچ و رولپلاک و نماشویی در کرج نرم افزار تغییر صدا هنگام مکالمه موبایل آندروید my voice changer deluxe v2 بوسیدن السا و هانس dal band sweetness of dream شناسه ملی شرکت بیز افسار گسیخته breaking bad جواد گفت، اباصلت ت ایشان جواد گفت، علیه السلام قاضی القضات مجازات آنها برنامه امتحانات نوبت اول دی ماه کلاس های هشتم moa amma new version _amin omid معیارهای زندگی سالم چیست؟ سیندرلا 2015 با دوبله در سراسر کشور منتشر شد فیلر ری تیبا چپ شده در گوهردشت راهنمای تغییر رمز وایممبین نت کاروفناوری مدرسه ی پوشینه بافت سمنان گزارش امروز صبح از وج چند هزار نفر دیگر از مردم شرق حلب 1605 1602 1583 1575 1585 1589 1581 1740 1581 vpi 1608 vci 1605 اساس مذاکرات آکوردخانه اب توشدم شادمهر ما،علی مطهری و دیگر هیچ فیلسوفی از شا وه ایمانوئل کانت فراهم میرزایی بعنوان شهردار بیله سوار معرفی شد برنامه هفتۀ سوم مسابقات فوتبال روز مورخۀ روش درمان جدید ایدز ارژانتین آهنگ با ستاره ها ما پیاده ایم ای سواره ها دعا برای قبول شدن درس نمونه هایی از آزمون های عملکردی درس علوم تجربی پایه اول متوسطه هفتم تو را با هیچ چیز عوض نمی کنم شعر فرزاد کمانگر قبل از ورزش های هوازی باید چه چیزی بخوریم؟ طریق الرضا نمایندگی حاجی خلیفه ، لیست قیمت ، ید قطاب ، باقلوا ، پشمک ، لوز ، کیک یزدی ، کیک شامی اسم مغازه سیگار فروشی ‡†گا…‡ ‡ˆشœار دا†شجˆœ بر‚ ‚درت پروژه هوابُر matlab هواپیما افزار کاربردهای افزار matlab فروش پروژه کاربردهای مختلف پروژه هوابُر پرواز هواپیما فروش پروژه هوابُر انجمن علمی تاریخ فردوسی مشهد خودت را ی ندان موش طوم دار فوتسال مسابقات پایگاه مقاومت نتیجه فینالیست نیمه نهایی مرحله نیمه مسابقات فوتسال مقاومت بسیج پایگاه شهید نیمه نهایی مسابقات نیمه نه رمان ناهید خسرو را دوست دارد بدون هیچ دلیلی است اج اذکار سریع العجابه یا دعای فردی از جفرجامع listlist1578 1605 1606 1575 1583 fairy land ادامه دریافتهای دفتر ششم مثنوی cache svkxbohjhuwj weblogyasxyz data ntfs62 hootale xvideos برکه‌هایِ آینه عضو گروه الکترونیک تلگرام منتظر باش روزی نوبت ما هم خواهد رسید رمان روزهای که سارا من بود پر رنگ شدن شایعات؛ مسی صفحه اینستاگرام چلسی را فالو کرد 1605 1602 1583 1575 1585 1589 1581 1740 1581 vpi 1608 vci 1605 1582 شا ار طبیعت را در روستای بکر گنبرف میبینید تصاویر قرار آیدت گرد وغبار اصلی جناب شریفی ﺳﯿﮕﺎﺭ چشیدن پروژه های انجام شده توسط گروه ی سبز شان صبای قم دعای مادرم زیر ناودان طلا به اجابت رسید تک عروس گورستــ ــان اسماعیل مسیر اسماعیل اعضای موسسه کیانوش روشنی کن ر شورا انتخابات رییسه مجموعه های حذف شده آرا کارت دفىنه ها در روستاى لاشک چالوس پایان نامه ارگونومی توضیحات کامل در مورد اپلیکیشن ید شارژ ایتور وضعیت ورده بندی تیمها در یورو۲۰۱۶ دف ذکر پنجاه سال دیگه که پیر و مریض شدم نشان روخ روی سنگ در سنگها list 1583 1587 رها اثر انگشت دفاع آلمان را کپی د برنامه کلاسی پیام نور کرج رشته اقتصاد کشاورزی نیمسال اول سرقت ۱۲میلیارد نام کاربری و گذرواژه توسط گروه روسی
برترین ها


زن وجودم

ا امات ایزو 9001 ویرایش سال 2015-بخش 7  

۵\-1\-2 nbsp مشتری مداری تمرکز بر مشتری در ایزو 9001مدیریت ارشد باید و تعهد خود به مشتری مداری را اظهار و از طریق موارد زیر اطمینان حاصل نماید که الف ا امات مشتری و ا امات قانونی و مقررات تعیین، درک و به طور دائمی برآورده می شوند،ب ریسک ها و فرصت هایی که می توانند برانطباق محصول و خدمات اثر گذارند و همچنین مواردی که می توانند بر توانایی بر افزایش رضایت مشتری تاثیرگذار باشند را ، تعیین و درنظرگرفته است،ت nbsp تمرکز بر افزایش رضایت مشتری حفظ می شود.۵\-2


ا امات ایزو 9001 ویرایش سال 2015-بخش 7
منبع :
درخواست حذف این مطلب

عشق تو...  

  می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه ی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم. از تو بنویسم که قلبت از سنگ شد یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ شدم؟ از چه بنویسم؟ از دلم که ش تی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه


عشق تو...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قلبم ....  

تا وقتی مستم از خوشی های عاشقانه ات دنیا برایم شیرین است انگار هیچ دردی نیست غمی نیست   اما همین که کمی دور میشوی شک وجودم را می گیرد مستی از سرم می پرد و هزاران بار ناگفته هایم را مرور می کنم نکند ... رویایی باشد خو بیدار شوم و دیگر هیچ   نکند در دور دستها رها شوم   عقلم می گوید نه بمان با همین زندگی سرد امن تر است   اما قلبم را چه کنم چرا پر نمی شود از عشق  چرا می تپد ولی سرد و سنگین کاش میشد این قلب را ندید بگیرم خواسته هایش را به هیچ بگیرم   کاش م


قلبم ....
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نمی دونی چه می کشم ز دوری  

نمی دونی چه می کشم  ز دوری نمی دونی چه می کشم  ز دوری  نمی دونی چه  سخت ه درد _دوری  بهتر از حال بدم ندونی  بهتر تو حال منو ندونی  نمی دونی دارم برات  می میرم  نمی دونی   در درد و غم  اسیرم  نمی دونی اسیر اشک و  دردم  نمی دونی اسیر  مهر تو زنجیرم  انگیزه یه بود و نبودم تویی  انگیره یه شعر وجودم تویی  انگیزه یه سرودن من تویی  انگیزه یه  صبح امیدم تویی  هزار و یک ترانه  دفتر دهم کلاسپیدها  نام ترانه نمی دونی چه می کشم  ز دوری حسن بذرگری آیین نیشا


نمی دونی چه می کشم ز دوری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کودکیم  

خیلی مبهم به یاد دارم در زمان کودکی وقتی به می رفتم یک ترسی در وجودم بود به خاطر حو ض بسیار بزرگی که در بود که در روی بلندی قرار داشت بسیاربزرگ وعمیق که به ان خزینه می گفتند وما باید در کنار ان  سرمان را می شستیم وقتی کمی بزرگتر  شدم و  نه .  ده سا لم شد ان تغییر کرد و خزینه ای کو چکتر د اشت که حالا خیال راحت داخل ان می رفتیم برای بازی و این باعث می شد صدای بزرگترها  بلند شود البته دو تا دوش هم داشت اما خانم های مسن تر ترجیح می دادند که در خزینه خود


کودکیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

*داستانک_قابل_تامل*  

مقیم لندن بود،  تعریف می کرد که یک روز سوار تا ی می شود و کرایه را می پردازد.   راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد می گفت چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟   آ سر بر خودم پیروز شدم و  بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …گذشت و به مقصد رسیدیم .    موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟    گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلما


*داستانک_قابل_تامل*
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درس اخلاقی که هنوز یادم نمی رود  

درس اخلاقی که هنوز یادم نمی رود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در قطار داشتیم از مشهد به تهران می رفتیم در کوپه ما یک تعداد از طلاب و رفقای آنها، حضور داشتند خوب، بین من و آنها یک وجه تمایز وجود داشت و آن این بود که آنها همه اهل تهران بودند و من اهل قم بودم و این قطار فقط به سمت تهران می رفت و جلوتر از آن نمی رفت.  من نیز نمی دانستم که وقتی در ایستگاه قطار پیاده شوم چگونه از


درس اخلاقی که هنوز یادم نمی رود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلم خیلی هواتو کرده  

خسته بودم، یاد تو از پیکرم بُرد خستگی، یاد من آورد صبوری و خشوع بندگی، ضامن آهو که باشد پادشاه قلب من، میگریزد از وجودم ناامیدی، بردگی، من بسی خوشبخت هستم زیر چتر مهر تو، یا رضا میگویم و شیرین گردد زندگی، یا رضا و یا رضا و یا رضا گویان روم، سوی منزلگاه پرنورش با شرمندگی، یک شفاعت از تو نزد حق، برایم کافی استآنقدر جایت عزیز است نزد رب دربندگی پریسا السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع  


دلم خیلی هواتو کرده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ناطور دشت:||+ برادر+ پست جدید...  

باور کنید به قصد شیمی خاندن پخش شده بودم طبقه ی بالا ویک دایره ی بزرگ دور خودم کتاب چیده بودم که مثلا« خیلی سرم میشه و خیلی درس دارم واین حرفا...» هیچ هم حواسش بمن نبود... جان که با سرعت نور و اعص خورد داشت پای تلفن نمیدانم کدام بیچاره ای را به چار میخ میکشید...مادر هم که داشت کتری سوخته را میس د...همان کتری ای که نیم ساعت پیش یادم رفته بود زیرش را خاموش کنم وتمام تنه اش سیاه شده بود... شاید تنها دلیلش این بود که از حواسپرتی اطرافیان سو استفاده وکم کم


ناطور دشت:||+ برادر+ پست جدید...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

قاب آرزو  

«ط» به من گفت که تصویر منحصر به فرد ذهنت چیست. آن لحظه جوابش را ندادم؛ اما در تمام راه برگشت به خانه توی اتوبوس داشتم به آن فکر می‌ . این‌که من توی یکی از اتاق‌های امور اداری دوره لیسانس کار کنم. همانجایی که مشرف به فضای سبز و ساختمان قرمز رنگ است و من همیشه با حسرت به ن کارمند آن اتاق نگاه می‌ . بعد در حالی که تا همیشه همسفر و همراه زندگی هم هستیم همکار هم شده باشیم و میز تو درست روبروی میز من باشد. بعد در حالی که زمستان است و بخاری اتاق روشن است


قاب آرزو
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چهارشنبه  

فقط کتاب مرا از دست من، از دست تو، از دست این همه دلهره و ملال همزمان نجات می دهد. گفتی اضطرابت اصیل نیست، تو اصیلش کردی و من از چهارشنبه پر از دلشوره ام. باید با خودم تکرار کنم من خودم را دوست دارم. من سعی میکنم ادم خوبی باشم. خدا به من کمک میکند تا با محدودیت ها و نیمه های تاریک وجودم روبرو شوم و دوستشان داشته باشم. من میتوانم شاد و ارام باشم و به عزیزانم شادی هدیه کنم. من خوبم


چهارشنبه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

و باز مرگ در سرما سراغمان را میگیرد.  

از امروز به بعد باید تو ع ا و ا دنب بگردم.دنبال اون لبخند و دنبال اون چشم ها که همیشه از کنارشون ساده گذشته بودم. مثل اون شب بعد مهمونی که گفته بودی چقدر بزرگ شدم و خوشتیپ .گفته بودم مرسی و به جای اینکه بیام بشینم کنارت بپرسم ح چطوره و مریضیت در چه حاله و گپ بزنیم رفته بودم کنار میم و بقیه دخترا نشسته بودم و به پرسیدن بهترین شما ؟ بسنده کرده بودم. لعنت به من که از رو به رو شدن با حقیقت همیشه فراری ام.مثل اون شب که میدونستم مریض و بدحالی و باهات رو


و باز مرگ در سرما سراغمان را میگیرد.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کتاب برنامه نویسی cnc در catia ( کاری از گروه ی مکانیک پیشرفته)  

این کتاب توسط بهروز مهدیخانی و با همکاری رامبد رستگاری تالیف شده که با دیدگاه کاربردی به تشریح مبانی برنامه‌نویسی ماشینهای کنترل عددی تراش و فرز در قالب چندین مثال عملی در نرم‌افزار catia می‌پردازد. در تالیف این کتاب سعی بر آن شده که مطالب به صورت روان و قابل فهم تدوین شوند تا دانشجویان و صنعتگران بتوانند از این کتاب به عنوان یک مرجع کاربردی و عملیاتی استفاده کنند. از ویژگی های منحصر به فرد این کتاب می توان به ارائه مطالب از سطح مقدماتی تا پ


کتاب برنامه نویسی cnc در catia ( کاری از گروه ی مکانیک پیشرفته)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دلتنگی  

کاش بگی یه ذره تو دلتنگمی سراسراینهمه غرورو بشکن من که با توام تا آ همه احساستو بردارجمعشون کن توی بغضتبگو از دلشورگی هاتتوی هر قطره اشکتبگو از تنهائیات و زل بزن تو چشم خسته ممن که چند بار به تو گفتم اینکه تا آ ش هستمتو شب یلدای اندوهیه سبد انار لبخند دونه دونه رو لباتم می ذارم شیرینی قندچی میشه یه بار بیائیبشینی تو این نگاهممن پر از وسوسه تو پر درد و پر آهمپره فریاده و خواهشصدای این دل خسته منفس از هوات می گیرن همه ذرات وجودم رضا آبپاک ر.


دلتنگی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اتفاق از گفتن خبرهای بد، بد تر هم هست؟  

بعد از 4ماه قرار بود این پنج شنبه خوش بگذرانیم، وقتی خواهر از راه رسید اشکهای خودم و مادر را پاک . گفتم آرام باش تو را بخدا... nbsp اجازه بده در آرامش کیک و کوکی های مردم را بدهیم برود. خواهر که آمد و با حجم کارهای نکرده مواجه شد بغض کرد و پرسید آنقدر مریضی مگهان؟ رفتن هم که معنی ندارد، نه؟گفتم نگرانم نباش خواهر جان خوبم، مامان را صدا کرد و گفت باید از امروز کمکمان کند. یعنی که چه وقتی می داند کمک بزرگیست پایین نشسته و استراحت می کند؟ nbsp مادر طفلکم ب


اتفاق از گفتن خبرهای بد، بد تر هم هست؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

84- این یعنی  

 اول سلام و دوم بسم الله الرحمن الرحیم.. هر چند سلام خودش اسم خداست. الان اینجا میگم تولدت مبارک بخاطر اینکه شاید نباشم روز تولدت رو بهت تبریک بگم توی این سالها همیشه سعی اولین نفر باشم که تولدت رو بهت تبریک میگم یادت باشه توی این سالهای دور از تو بودن و بی تو بودن خیلی بهم سخت گذشت خیلی از داخل سوختم ولی خندیدم تا مبادا فاز غم بدم گناهی نداری.. نفرین به اونهایی که دست تو رو از دستم جدا نه سال.. شوخی نیست.. سوختم و سوختم.. انگار بهم 90 سال گذشت مثل ک


84- این یعنی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

.: شاهد :.  

به نام خدا همسر اگر همکاری کنه و با یاس سادات بازی کنه، می تونم مهمونی بدم. البته اگر یاس سادات هم با باباش همکاری کنه از بعد از به دنیا اومدن یاس سادات این سومین مهمونی ای بود که می دادم. دو بار قبل، تعداد کم بود. یه ساعته کار تموم شد. یه بار دوستم بود یه بار یکی از برادرهای همسر که چون ماشاالله بچه شون فرفره هست نمیشه عمومی تو خونه مون با بقیه دعوتشون کنم.  ولی امشب تعداد زیاد بود. ب که تا دیروقت ید بودیم. همین ب هم اتقاقی دعوت کردیم. تا نصف شب که


.: شاهد :.
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مجال نوشتن  

امروز هم روزی از روزهای خداست و من آرامتر از دیروز  و سرمست از تو می نویسم  باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم، هر ساعت، هر دقیقه، هرثانیه...  وهر لحظه ای که به تو می شم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم این برای من خود رسیدن است... این فاصله ها فقط بهانه ای است برای نوشتن نانوشته


مجال نوشتن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

اینکه بخوای یه تنه با همه بجنگی کار سختیه اینکه گاهی حتی مجبور شی یه تنه با خودتم بجنگی  کار و سخت تر میکنه گاهی آدم کم میاره گاهی خستگی همه ی وجودش و میگیره گاهی میمیره می پوسه  بی اونکه ی بفهمه و فقط لبخند میزنه....  دلم میخواد روزهای جنگ تموم شه به صلح برسیم  به آرامش دلم میخواد از یه جایی به بعد  اونم مثل من جلوی دلش کم بیاره و  زانو بزنه و به حرف دلش گوش بده و واقعیت ها رو نبینه... من از جنگیدن خسته شدم میترسم یه جایی کم بیارم و تن بدم به اونچی


منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

همیشه به شوخی بهش میگم  حقا که سربازی نرفتی  یکی یه دونه و ته تغاری و لوس ننری  اصلا پسر باس سربازی بره تا حساب کار بیاد دستش  تا مرد بشه... اونم هیچ وقت کم نمیاره و میگه  اون موقعی که تو عروسک بازی میکردی من یه جاهایی رفتم که صدبرابر سربازی سختی کشیدم... اما من بازم میخندم و با شیطنت بهش میگم  همین که من گفتم  بگو چشم اما همیشه اونی که میگه چشم و تسلیم میشه منم اصلا همه ی جذ تش به همینه  در عینی حالی که یه عالمه دوسش دارم و عاشقشم در عین عالی که یه


منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

توی وجودم دو تا آدم همزمان با هم زندگی میکنن یکشون همین بانوی دیوونه ی عاشقه که هیچ حرفی به جز دوست داشتن سرش نمیشه وقتی دل به دل بانو میدم حال خودمم خوبه همه چی عالیه  همه چی و تو چند ثانیه در بهترین شرایط ترسیم میکنه و میذاره جلوت میبرتت و غرق میکنتت تو کلی فکر و خیال خوب اصلا بهتر از این حس و حال نیس اما یکی دیگه  تلخی ها رو میبینه سختی ها رو میبینه حرف از نشدن میزنه حرف از نبودن میزنه آی حرفاش تلخه آی حرفاش بهم زخم میزنه آی همه ی وجودم و میسو


منبع :
درخواست حذف این مطلب

اشعارعیدغدیر مخصوص مداحی  

المومنین ع \-عید غدیر علی اصغر انصاریان   شور عشقت به دل، زوال نداشت آینه غیر تو خیال نداشت بهتر و برتر از وجود خودت مظهری ذات ذوالجلال نداشت زادگاهت نبود اگر کعبه کعبه بر اش مدال نداشت گر که حبل المتینیِ تو نبود هیچ تا خدا وصال نداشت ای تمامیّت نِعَم با تو بی تو دین خدا کمال نداشت تا به عشق تو مبتلا گشتم با غدیر خُم آشنا گشتم برکه ای بود و مثل دریا شد با تو این بادیه مُصفّا شد از جهاز شتر برای رسول منبری مثل نور ب ا شد گفت ای حاجیان بیت الله از خ


اشعارعیدغدیر مخصوص مداحی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فریدون مشیری!  

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید   یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت.   آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته


فریدون مشیری!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من و این ماجرای تهوع  

کوچول تهوع من به شدت ادامه داره و برخلاف بارداری اولم که بیشتر تهوع بود و کمتر استفراغ، این دفعه بیشتر استفراغه . بخاطر همین اگه می بینی که دست به دامن این طب و اون طب شدم زیاد تعجب نکن. اولا سعی می زیاد به این مقوله اهمیت ندم بلکه به گفته ی بزرگترهای قوم، با بی توجهی، خودش تموم شه بره. اما سمج تر از اونی بود که فکر می . و با بی توجهی و مدارا راه دوستی رو در پیش نگرفت و هر روی شمشیرش رو تیز تر کرد.  خلاصه به دامن طب و پزشکی معمول آویزون شدم که ویتامی


من و این ماجرای تهوع
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جملات خاص دخترونه  

من یه دخترم ،نه چشم های دارم ،نه کفش پاشنه بلند ...کتونی میپوشم ،رو چمنا غلط میزنم،خالصانه همینم .... من دخترم من دختر هستم ... ظریف ترین و با احساس ترین موجود....  ی که خدا برای اف ش وقت گذاشته است... ی که مادر تمام عروسک هاست... ی که اشک هایش شمرده میشود....   من دختر شدم .... تا با تمام وجودم عاشق یه نفر باشم،فقط یه نفر... من دختر شدم ... تا با احساسات قشنگم ارومش کنم ... من دختر شدم.... تا تکیه گاه خستگی های یه مرد باشم ... من دختر شدم .... تا به یه نوزاد زندگی ببخش


جملات خاص دخترونه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آهنگ جدید مجید اطها به نام حلقه ۲  

آهنگ جدید مجید اطها به نام حلقه ۲ با کیفیت اورجینال new song by majid kharatha called ring 2 ترانه مجید اطها ملودی مجید اطهاتنظیم ، می و مسترینگ میلاد بیضا گیتار الکتریک میلاد بیضا با سلام خدمت کاربران عزیز رسانه سانگ ۲ سانگ بازدید کنندگان عزیز آهنگ جدید مجید اطها به نام حلقه ۲ را با بالاترین کیفیت ۳۲۰kbs و ۱۲۸kbs برای شما آماده شده است و میتوانید در ادامه مطلب این آهنگ را به صورت رایگان و با لینک کاملا مستقیم و بدون محدودیت کنید. همچنین قبل از  آهنگ جدید ای


آهنگ جدید مجید اطها به نام حلقه ۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روح آهسته اشیده میشه  

چاوشی داره میخونه رفیقم کجایی ؟ دقیقاً کجایی ؟ هم اتاقیم در همون حال که نشسته داره درس میخونه؛ به ح طنز از رفاقت میگه ُ بعد تکیه میده به دیوار ُ با حرکت دست ُ به نشونه ی تاکید میگه رفیقم کجایی ؟ دددقیقاً کجایی ؟ ُ میخنده من فکر می کنم ی تو این دنیا هست که نبودش اینقدر آزارم بده ؟ بعد میگم چقدر خوب بود یه رفیقی داشتم که نبودنش آزار دهنده باشه به واکنشش دقت نمی کنم، چون مطمئنم حرف منُ نگرفته یه لحظه جا میخورم دلم میخواد ناراحت شم، دوس دارم دلم


روح آهسته اشیده میشه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

هفته ی پیش بالا ه حقوقمان را ریخته بودند و nbsp آ وقت nbsp خوشحال و خندان آمدم پای خودپرداز تا برای مختصر ید های خانه پول بگیرممتوجه مکالمات آقای حراست با نگهبان شدمیکی از تهوع آور ترین مکالماتی بود که میتوانستم تصورش را ممردک بی مایه میگفت حاضر بودم زنم یک چشم و یک دست و یک پا نداشت و ترشیده بود اما پدر ثروتمندی داشت خودم را زدم به نشنیدن اما آنها هی بلندتر و بلندتر حرف زدن تا جاییکه مرا مخاطب قرار داد و پرسید خ ش بد میگم؟با تمام خشمی که توی وجودم


منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولد بی بهار  

مبارک باد تولد تو ای سرمای سپید روسری بر تنای تو که جز ز قلب سرد و بی عشقت نیست هیچ گفتنبه انتهای پاییز در آ ین شبش امیدی بود جان افکنچرا که گر شب بود، ولی سپیدی به راه می امید شکن شکنولی افسوس ندانستیم قلبش را که چه سردست و حتی پیل افکنچراکه منه بهنامه دیوانه را گیج کرد و برفت و کشت احساسش چون تهمتنجرمم عشق بود و گرمای وجودم کور سوی امیدی به گام نهادناما خنده ی تو بر منه بهار آشکار مشد که ز ناز، یا نفرتست، ای زرد کهندنیا را جز برای دنیا خطاست دل


تولد بی بهار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

می خواهم خانم باشم  

وقتی آن دختر مانتویی می د که استین هایش حریر است...من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم ♥وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان می کند...من روسری ام را لبنانی می بندم ♥وقتی آن دختر برای جلوه برجستگی های بدنش، جلوی مانتو اش را باز می گذارد...من مانتویی میپوشم که وقارم را حفظ کند ♥وقتی آن دختر ساق پایش را با بیرون می اندازد...من برای نجابتی که باید در وجودم باشد لباس مناسب می پوشم ♥وقتی آن دختر با آرایشی غلیظ و لب های پروتز ک


می خواهم خانم باشم
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 1.029 seconds
RSS