جستجو ها
soledad گزارش لژیون یکشنبه8493 در پارک طالقانی الهام از رمضان ج توصیفی نمرات ایت جلو ری از پیری زودرس پوست ساخت کرم ضد لک روشن‌کننده از عصاره شیرین‌بیان توسط محققان ایرانی عاز کیک تولد به اسم حسین افتتاح مسکن محرومین دراملش به همت بسیج سازندگی استخدام کمک بهیار دربیمارستانهای امروز jks ldf fm 팬 미팅 کامفیروز معرکه است این معرکه i have a problem من و شارمین یک پیشنهاد به حکومت – ریاست اجرایی ۳ bollywood بر طبل شادانه بکوب خانم ضیایی نوحه اگه اجازه بده سید علی خون شما برای ما حلال http weblog24com weblog mahdiehvadeghan آهنگ جان جانان سامی یوسف متن ترانه پروژه آبشش هم همت کنیم مداحی قدیمی از داود علیزادهطوفان نوح داوری محمد کلاس داوران شوتوکان استان محمد خانی محمد محمد داوری شوتوکان استاژ داوری استاژ داوری شوتوکان اسموتی جعفری ولیمو رایگان موزیک ویدیو دمت اکالین koltuk من اصلا عجله ندارم نوشته مجتبی عزیزیان آرمین ش کتاب برنامه خانم کتابخانه پرورش کانون کانون پرورش پرورش فکری جناب آقای کتابخانه شماره توسط خانم همکاری کانون پرورش ادرار سوند داخل تخلیه سوندها تخلیه ادرار وجود دارد نگارنده ات برای نگارنده حکمت معنوی نظرسنجی‌ بهترین بازیکن والیبال جهان؛ کاپیتان محبوب والیبال ایران در آستانه افتخاری تازه سوالات نهایی فیزیک چهارم به تفکیک فصول نحوه است اج dna از ناخن http weblog24xyz weblog khorshidbajestan آموزشی معلمان زبان انگلیسی پایه هفتم با کیفیت متوسط پایان نامه عملکرد تپ چنجرهای on load در پستهای فوق توزیع بار m آ ین پلی لیست بهترین حساس ترین بازی این هفته لیگ list1583 1604 ویتامین کا متالورژی و جوش اسامی داوران الیت اسیا مواد کاشی مورد صورت اولیه کارخانه مواد اولیه فهرست مطالب azadari پیوسته آنان مسابقه خلاصه کتاب کتاب نقشه خلاصه نویسی کتابخوانی خلاصه مسابقه کتابخوانی کتابخوانی خلاصه نویسی مسابقه کتابخوانی خلاصه هپروت عالمِ هپروت listدانش0 شهاب خورشهاب1 اهنگ seni cok ama cok از sinan ozen m فرصت شغلی خواهران مورخ 94 محبت موجودات به سید سالار شهیدان علیه السلام‏ کار امروز به فردا مفکن نیلو فر من جمله های عشقولانه miss poetess http peransiacom blog hn1185 مجموعه ریتم و ست گلچین ایرانی مخصوص کرگ pa600،900،3x روش جستجو در مورد پایان نامه ها و مقالات سایت ایران داک irandoc بازاری احساسی سلام نشانه هرم بتول خیری لعنت خونه شروع ماه محرم می‌کند آدم‌هایی رؤیا همین زندگی می‌شود کرده‌اند، آدم‌هایی جالب توجه همین باعث ازدواج نمی‌کند، منتهی می‌شود بیوگرافی آزیتا ارباب دختر جمیله ویژ های رادار سوباشی یادگیری ناتوانی عوامل کودک کودکان مبتلا ناتوانی یادگیری کودکان مبتلا آسیب دیدگی دیدگی مغزی دستگاه عصبی منچستر منچستر یونایتد ریش درون only hate the road when youre missing home آکورد گیتار بانک آکورد بانک آکورد گیتار شاید مردم حواسم نیس مقاله کامل توسعه در چینی اصل ایتالیا بسوی گزارش تخصصی علاقه مند نمودن دانش آموزان به درس زبان و ادبیات فارسی بوسیله آموزش های دانش آموز محور و مدرسه محور کتاب حافظ کتاب دیه ارش mehrabon عجیبه واقعا 66mish چشمهایم را پنهان کنم ماه تلخ چراغ قلم دوستت دارم عزیزم روحت شاد مرغ مارینه شده marineli tavuk kal
برترین ها


دانی تمامِ

2014 allen and ginter code cracked  

2014 allen and ginter code cracked http shorl.com rimitarustatre 2014 allen and ginter code cracked bpm studio pro crack for gta 5ed1281650 voltz cracked server list 1.5.2 plants vs zombies 1 crack mueren por papel crack family gz virtual dj 4.2 crack free free cursorfx plus for windows 7 full version serial code for simcity 5 torrent pro structural analysis and design 2.5.21 sp1 keygen for mac serial number for adobe audition 1.5 serial number tracking open erp modules 7 days to die alpha 6 cracked screen lumion 6 crack kick torrent come little children hocus pocus lyrics full version nba 2011 full version free data glitch 2 crack macaroni galaxy tab cracked screen replacement settlers 2 10 anniversary crack ok 2 chainz lyrics crack hunter x hunter tagalog version full episode 1 g force a


2014 allen and ginter code cracked
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هیچ از حال ِ دل پنجره ها می دانی  

  هیچ از حال ِ دل پنجره ها می داني که چه بی خواب در این کوچه تماشا د گذر قاصدکی را به خیال ِ خبرت به خیالی که تو می آیی و باز من کنار همه ی پنجره ها بغض ِ پاییزی این خاطره را می شکنم هیچ می داني تو جای این خاطره ها شیشه ی عمر ِ همه پنجره ها بی تو ش ت نفس سرد ِ زمستان، به تن کوچه نشست هیچ میداني تو چه براین خانه ی تنهایی من بی تو گذشت


هیچ از حال ِ دل پنجره ها می دانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر»  

گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر» گرسنه کلمات نیستم گرسنه کلمات نیستم متفاوت بودن برای من سخت بود بهار سرلک   سال ٢٠٠٩ آکادمی سوئدی جایزه نوبل ادبیات را برای تقدیر از هرتا مولر، نویسنده‌ای که «با تمرکز شعری و صراحت نثر، چشم‌اندازی مصادره‌شده را توصیف می‌کند» به او اهدا کرد.چشم‌اندازی که مولر با آن کاملا آشنا بود. مولر سال ١٩٥٣ در نیتزکیدورف، روستای آلمانی‌زبانی در بانات رومانی، به دنیا آمد. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری اتر


گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر»
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اما م صبور میستایمت  

به حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛ این بار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد. به میهمانی رسول آمده ‏ای؛ آمده‏ ای تا او را به معراج ابدی ببری. کمی درنگ کن؛ اینکه با تو سخن می‏گوید، امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل است. می‏دانم که برای تو نیز دشوار است تا زیر باران اشک‏های فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی. می‏دانم که تو نیز سر به زیر افکنده‏ای تا چشمانت هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛ اما گویا


اما م صبور میستایمت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ششم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى  

ششم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى پیوستن نیروهاى ابن زیاد به ‏ عمر سعد در روز ششم محرم‌الحرام حصین بن تمیم با چهارهزار نفر، حجازبن ابجر ‏عجلی با هزار نفر و یزیدبن حارث با هشتصد نفر وارد کربلا شدند تا به عمر سعد ‏بپیوندند.در این روز بود که ابن زیاد بر کوفه دیدبانی گماشت تا مبادا ی از ‏شهر به کمک برود سپس میان خود و اردوی عمربن سعد سوارانی تیز رو گماشت ‏که پیوسته اخبار را گزارش می‌دادند در این روز بیست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شد و ‏مواف


ششم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبِ نیرزَد به بامدادِ خمار  

حتی نمیشد بهش نزدیک شد. نمیشد بهش دست زد. هرآن احت بود فرو بریزه. یا یه طوری از بین بره که دیگه نشه جبرانش کرد. از یه کشورِ دیگه اومده بود. نزدیک به سی، سی و پنج سال سن داشت. به یه زبانِ دیگه حرف میزد. اومده بود ایران ادبیاتِ فارسی بخونه. بر خلاف اون چیزی که خودش فکر میکرد، خیلی خوب داشت فارسی رو صحبت میکرد. می گفت به نظر من فارسی زبانِ اولِ ترجمه ی دنیاست. یعنی برای اینکه یه متنی رو به یه زبانِ دیگه بخوای ترجمه کنی اگه بخوای به اون اوجِ لذت برسی از


شبِ نیرزَد به بامدادِ خمار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها  

بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها پایان نامه بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها در 23 صفحه ورد قابل ویرایش دسته بندی علوم انسانی فرمت فایل doc حجم فایل 20 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 23 بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها مقدمه تحقیقی را در رابطه با آداب و آیین سنتی ازدواج در استان آذربایجان شرقی و اهالی ترکمن استان گلستان انجام داده شده است، که جهت ار


بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لِمَ لا یسقط السماء علی الأرض؟  

می‌خواستم این را با ضمیر سوم شخص بنویسم، راجع به تو، برای خودم. برای آدم‌ها. اما ناگهان که دستم به این دکمه‌ها رفت، «تو» نقشِ این جملات شدی و دستِ من نبود. پس سلام.قطعا مرا به حق می‌شناسی. از خودم بهتر، چرا که برخلاف آنچه تحریف‌کنندگان سعی در تلقینِ آن دارند، تو شهیدی. پس می‌داني که در جمع آن‌ها که باید، نمی‌پذیرندم و من \- به تبع آن می‌داني \- اهل انکار واقعیت، برای اثبات عقیده نیستم. حق خودش چرایی بودنش را توضیح می‌دهد اگر چشم‌هایمان را


لِمَ لا یسقط السماء علی الأرض؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فاقد ارزش خوانش  

والسلام. مثلِ همان واو هایی که ناگهانی آدم می‌گذارد پسِ کتک. پسِ سیلی. می‌رود طرفش را بغل می‌کند می‌کند، می‌گوید « دِ آ دیوانه جانم داشت لب به لب می‌شد از نگرانیت»...منتظر والسلامم.اصلا قرار نبود حالا حالا زبان باز کنم؛ بالاخص این رمضان که از روزِ نارمضانش هم نارمضان‌تر شده برای من. ویژه این روزهایی که زده‌ام تویِ کار نابودی خودم. ویژه این شب‌هایی که چشمه چشمم خشک شده و آ ت آ ت بغض جمع شده سرِ گلویم، کوتاه هم نمیاید.. ویژه این روزها و شب‌ه


فاقد ارزش خوانش
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برای تویی که یک روز قرار بود باشی  

که بودم، برای جهادم حرف می‌زدم. با عنوان «برای تویی که خواهی بود». باور داشتم جهاد خواهد بود و یک‌ روز از من به وجود خواهد آمد و خواهد ایستاد و‌ «سرس » خواهد شد و در این سرسپردگی، دلداده؛ جهان جیفه‌ها را ترک خواهد کرد‌. فکر می‌ می‌توانم مادر جهاد باشم. جهاد تربیت کنم جهاد کنم. زهی خیال باطل به سرم آمد و ریختم و وا دادم که بفهمم ثمن بخس هم نیستم.  دیگر جهادی نخواهم داشت. اما حرف‌هایم برای «اویی که یک روز قرار بود باشد» را دوباره اینجا بازنشر


برای تویی که یک روز قرار بود باشی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برای تویی که یک‌ روز قرار بود باشی  

که بودم، برای جهادم حرف می‌زدم. با عنوان «برای تویی که خواهی بود». باور داشتم جهاد خواهد بود و یک‌ روز از من به وجود خواهد آمد و خواهد ایستاد و‌ «سرس » خواهد شد و در این سرسپردگی، دلداده؛ جهان جیفه‌ها را ترک خواهد کرد‌. فکر می‌ می‌توانم مادر جهاد باشم. جهاد تربیت کنم جهاد کنم. زهی خیال باطل به سرم آمد و ریختم و وا دادم که بفهمم ثمن بخس هم نیستم.  دیگر جهادی نخواهم داشت. اما حرف‌هایم برای «اویی که یک روز قرار بود باشد» را دوباره اینجا بازنشر


برای تویی که یک‌ روز قرار بود باشی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نسترن وثوقی  

تمامِ عمر در تاریکی زیستم   سپید می نویسم   شاید کلمات روشن شوند   و سیاهی را   از حافظه شعرهایم پاک کنند   تمامِ روزهای هفته سر در گم ام   غروب که می شود   سر از دل تنگی در می آورم   و  اندوه پیراهنِ بلندی بود   که بعدِ تو به تن   تا آن قدر بر تن ام زار بزند   که شاید مرگ دل رحم تر از زندگی باشد   و پیراهنِ سفیدی از آستین روزهای اش   برایم بیرون بیاورد    به اعتبار همین شب ها زنده ام   وقتی تاریکی شان از حد می گذرد   تا بالاتر از سیاهی رنگی نباشد   و


نسترن وثوقی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همسفر می دانی  

همسفر می داني دست من نیست که با لبخندت توی این قاب سپید شب به شب ... یاد تو را تازه نگه می دارم دست من نیست که دست از سر تو بردارم من بخواهم دل دیوانه ی من ناچار است ... خاک آن کوچه ی دنج که معطر به نفس های تو است بی هوا سر به هوا می کند این طفلک مجنون تو را ... دست من نیست که پاهای دلم سوی کوچه ی باریک ته شهر قدم می گیرد ... دست من نیست که این شهر ه پر از همهمه آواز مرا ، می شناسند به شبهای فراق آن قدر نام تو را هر شب توی هر کوچه ی شهر آشنایند به آواز پر از حس


همسفر می دانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولدت مبارک arimas  

امروز 21 اسفندماه   من هستم وتو نمی داني......... من بودم وتوندانستی............ من خواهم بود تو نخواهی دانست ...... بدان تا هستم از تو خواهم گفت کلامم عطر تو رادارد ..... تا بگویم جملاتم همرنگ تو میشود..... تا بنویسم هزاران جمله آتشین از یاد تو می جوشد ... هزاران واژه از دریای تو شنیده می شود ... اما تو چقدر قافلی از ماجرا ، در صحرائی از ندانستن ............ اما آمدی و باور بودن را در من زنده کردی ، ودر گرمی آتش نگاهت شکوفه جانم جان گرفت. تولد بهار هدیه تولد است به همه ا


تولدت مبارک arimas
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از نوع ششم آذر :)  

امروزساعت ٥ وقت داری . عجیب فراموش کرده ای رأس ساعت ٤ ١٥ یادت می آید که ای دل غافل جااان راه میفتی و یک ساعت بعد داخل مطب پرونده به دست نشسته ای. دلت عجیب برای این مطب و عزیز تنگ است . شاید دلتنگی برای عجیب باشد ولی این با آن هایی که آمپول می زنند فرق می کندهاااا این در سخت ترین روز های زندگی ات که فقط ١٥ ١٦ سال داشتی آرامش بخش ترین حضور را داشته وارد اتاق می شوی . مثل همیشه که بعد از سلام می گوید خب خانم مارو نمی بینی خوشی؟ ما شما رو نمی بینیم ناخوش


از نوع ششم آذر :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزهایم:)  

همان امتحانِ مس ه که بودددد و تو اصلا در جریانش نبودی به مس ه ترین ح ممکن برگزار شد برگه ات را سیاه کردی فقط نوشتی و مطمئنی که هیچ کدام درست نخواهد بود دی اصلا به جهنم با این درس هایشان خلاصه خوشحال و خندان از گند زدن امتحان به فردا فکر می کنی که باید ع ببری سر کلاس. یک مقوای سفید و یک مقوای سیاه می ی برای بکگراند و یک دسته گل بزرگ برای ع های طبیعت بی جان و تبلیغات بافلاکت سوار تا ی میشوی یک خانم آقا کنارت نشسته اند و محو دسته گل دستانت هنوز هم نمی


این روزهایم:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سو رایز شدن هایت:)  

کلاس هایش صبح است و تو کلاس هایت عصر . نمی داني دقیقا چرا به جای صبح عصر آمده .هنوز کلاس تمام نشده و او عجله دارد . در حال آموزش چیدمان هاست ولی او می گوید ما باید زود بریم اصلا هم مخالفت نکن که کوتاه نمیام  عجیب خوشحال است و مشکوک می زند . زود تر از اتمام کلاس جیم میزنید به سوی ونک . در راه مدام با موبایل صحبت می کند . و او نمی داند که تو باهوش تر از این حرف هایی d حدس هایی زدی ولی ..، . وارد کافه میشوید و حدست درست است سو رایز تولد بیشتر از این جشن کوچک


سو رایز شدن هایت:)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گاهی...  

گاهی خوب است بنشینی و داشته هایت را شمارش کنی  خوبی هایت را   مهربانی هایت را خوب است بشماری چند چشم شوقِ دیدارت را دارند چند گوش به انتظارِ صدایت پشتِ بوقِ ممتدِ تلفن نشسته اند بشمار چند نفر از دیدنت در کوچه و خیابان لبخند می زنند بشمار وجودت آرامشِ ناآرامی های چند ناامید از روز و روزگار است چشمانت را ببند و تصور کن تمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داری تمامِ آدم هایی که هنوز ملاقات نکرده ای و مطمئن باش میانِ همین روزها یک نفر یک جا آنقدر تو را


گاهی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

زندگی نامه سیدنا عمر رضی الله عنه2  

زمینه‌سازی برای ترور حضرت عمر فاروق \-رضی الله عنه\-  حضرت عمر فاروق کشته شدن خود را پیش‌بینی می‌کرد، و بعید نمی‌دانست که دشمنان ، او را از پای درآورند و در حال شهادت با خداوند خویش ملاقات نماید و پس از شهادت او امواج فتنه‌ها به میان مسلمانان فوران کند     حضرت عمر فاروق می‌دانست با شهادت او در بسته شده بر روی آسیب‌ها ش ته می‌شود، و اقدار نظام حکومت ی استقرار و ثبات خویش را از دست خواهد داد.    این درست همان وضعی بود که پس از شهادت عمر فاروق


زندگی نامه سیدنا عمر رضی الله عنه2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو آیا عاشقی کردی. !!؟  

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمع گریان تا سحر یک شب؟   تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز، که از شرم نبود شاد‌پیغامی، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد   و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا، تلاوت کرده با تدبیر؟   تو از خورشید پرسیدی، چرا بی‌منت و با مهر می‌تابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع


تو آیا عاشقی کردی. !!؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ناگفتنی های از مسعود بزرگ  

به گزارش فارس، به تازگی کت از صدیقه مسعود، همسر احمد شاه مسعود منتشر شده است که وی در این کتاب سرگذشت خود و همسرش را شرح داده و برخی مسائل خصوصی زندگی خود را بیان کرده است.  این در حالی است که تاکنون کمتر اطلاعی درباره زندگی خصوصی، روحیات و خلوت احمد شاه مسعود شنیده شده بود.  این کتاب توسط ماری فرانسواز کولومبانی و شکیبا هاشمی به زبان فرانسوی نوشته شده و افسر افشاری آن را به فارسی ترجمه کرده است.  صدیقه مسعود، در دره پنجشیر به دنیا آمده است، ا


ناگفتنی های از مسعود بزرگ
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اداب عزاداری در محرم  

\- مدیریت در مراسم عزاداری مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند. آقا پدران شما اشتباه می‌ د. بی‌وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند.  صادق به یک نفر گفت چرا خانه‌ات اینطور است؟ خانه‌ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه‌ی بزرگ تهیه کن. گفت مرحوم پدرم و جد


اداب عزاداری در محرم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانم ای و بوسه ی فرانسوی...  

اینکه چند سال بعدی از زندگی ات را بداني و باید یک خط قرمز بکشی روی خانوم میم یا الف یا نون یا همانی که خودت می داني و خودت دلت را به درد می آورد .اینکه باید به زودی دست تسلیم بالا ببری تا خیاط اندازه دور کمر و عرض شانه و ما بقی هیکلت را روی کاغذ بنویسد تا رخت دامادی که برایت  رنگ عزا دارد را آماده کند دلت را به درد می آورد.اینکه باید دست خانوم ای را به جای خانوم میم یا الف یا نون یا همان که خودت می داني بگیری و یک شب توی یکی از هزاران تالارهای شهر بب


خانم ای و بوسه ی فرانسوی...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خانواده  

باسمه تعالی   راه های تحکیم و تقویت نهاد خانواده             چکیده خانواده از مقدس ترین نهادها در می باشد،و با توجه به فضای به وجود آمده در جامعه غربی و تهاجم فرهنگی ،تحکیم نهاد خانواده امری بسیار مهم می باشد. برای تحکیم و تقویت نهاد خانواده زن و شوهر باید وظایفی را که شرع و عرف ی برعهده آنها نهاده ، به نحو احسن انجام دهنداعم از وظایف اختصاصی و مشترک.اظهار محبت ،خوش خویی و خوش رفتاری ،رعایت کامل حقوق متقابل، تأمین نیازهای ،میانه روی و پرهیز از


خانواده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو نوشت  

ماه هاست که تو را در خودم حس نمی . نمی دانستم کجایی و چه می کنی اصلا هوای تو در حوالی من نمی وزید. قلبم خالی بود از چیزی به نام تو اما امروز.... گل ها رو به زوال می رفتند. دلم نمی خواست سهمشان کنار زباله ها باشد دیوان شعر را برداشتم، بی هیچ وسواسی شعرها را گشودم و گل ها را پ ر ... شعری نمی خواندم، چون خود را لایق نمی دیدم.. اما نمی دانم چه شد، ناگهان در باز شد و تو آمدی.. دست هایم یخ د، مشتم پر بود از برگ های گلی که وصال با تو را به شعر ترجیح دادند.. مشتم را


تو نوشت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگرانی نوشت !  

این روزا در حالِ نوشتنم و نوشتن . دارم تمامِ انرژیم رو میذارم برای چیزی که قراره بشه ثمره ی تمامِ تلاشام ، تمامِ این مدت نوشتن هام ، تلاشِ تمامِ تمرینهام . برام سخته اگه این دست نوشته اونقدری که باید و شاید مخاطب پیدا نکنه . . . اینکه ببینم پر از ایراد و مشکله و بابِ میلِ ی نیست . . . هفت بار این نوشتن رو تجربه ، هفت بار از خودم ایراد گرفتم ، هفت بار به خودم نهیب زدم که احترام بذارم به قلم و نوشته الان وقتشه که به نتیجه برسه اما عجیب نگرانم . . . برای ای


نگرانی نوشت !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جنگیدن برای تو !  

وقتی از دستش عصبانی میشم قلبم واقعا میشکنه . احساس میکنم دنیا داره تموم میشه و مورد اعتماد ترین آدمِ زندگیم بهم از پشت خنجر زده و خلاص اما ته قلبم دنبالِ یه کورسوی امیدم . یه چیزی که وصلم کنه دوباره . که کوک بزنه این ش تگی ها رو . معمولا از این نشونه ها زیاده اما تو زمانی که خیلی ش ته و ناراحتی هیچ چیزی به چشمت نمیاد . همه چیز سرد و ناراحت کنندست . همه چیز خورد کننده و دلگیره . اگه اون نورِ امید رو هم پیدا نکنم تهش میرسم به این نتیجه که اون انتخابِ من


جنگیدن برای تو !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولد  

می دانم نمی داني  چقدر دوستت دارم  و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را در برگرفته است  می دانم نمی داني  چقدر بی آنکه بداني می توانم دوستت داشته باشم  بی آنکه نگاهت کنم  صدایت کنم  بی آنکه حتی زنده باشم  می دانم نمی داني  تا بحال دوست داشتنت  مرا به کشتن داده است ...  \#حافظ_ \#امروز یه روزه خاصه واسم تولد ینفر که برا من عزیره 3 اذرماه  \#تولدت مبارک.... \# هم خوشحالم هم ناراحت \# روزشمار ها برا اینروز بود


تولد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

i got tired..  

     ... که تو حرفامُ بشنوی تنها آن چیزی که باعث شد دوباره برگردم به خودم. به خودِ خودتراش اَم، به خودِ متعالی و متوازی ام.. ترانه ی آهنگی بود به نامِِ خسته شُدم که شنیدم اَش، اول بار در یکی از تبلیغاتِِ تلویزیوتی سینماییِ رُبوده شده.. دارم گوش می دَم اَش و تکرار واژه ها تویِ گوشم نمی گذارد آن قدرها که باید متمرکز باشم. فارغ از داستان می گویم، آن چه دوباره مرا یاد خویش انداخت همین ترانه ی خاص و کَم نظیرِ روزبه بمانی است. این ترانه سُرا و یا شاعر و ح


i got tired..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سالروز ارتحال ملکوتی رحمت ومهربانی حضرت محمد (ص) وشهادت حسن مجتبی (ع) تسلیت باد  

به حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛ این بار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد. به میهمانی رسول آمده ‏ای؛ آمده‏ ای تا او را به معراج ابدی ببری. کمی درنگ کن؛ اینکه با تو سخن می‏گوید، امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل است. می‏دانم که برای تو نیز دشوار است تا زیر باران اشک‏های فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی. می‏دانم که تو نیز سر به زیر افکنده‏ای تا چشمانت هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛ اما گویا


سالروز ارتحال ملکوتی رحمت ومهربانی حضرت محمد (ص) وشهادت حسن مجتبی (ع) تسلیت باد
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 1.246 seconds
RSS