جستجو ها
فدراسیون والیبال غروبه ممرآباد فرهن کانون مسابقه کانون فرهن مسابقه کتابخوانی فرهن هنری فرهن مسجدجامع کانون فرهن مسجدجامع کرکره برقی کلاغ ها بیان احساس هی هیچ میدونی من کی ام؟ zoom recorder track recorder مصادیق مال حرام را جدی ب ریم مقاله موتورسیکلت طرح توجیهی زود بازده تولید سرم های دارویی قندی نمکی عاشقانه۲۲ بهترین کرم سوختگی نوزاد و کودک سودوکرم sudocrem غبارروبی ی نفتی منطقه ی شرکت گ ار ی دفاع مقدس هفته دفاع sd_3030 شغلی عملکرد پاترسون عملکرد شغلی شغلی پاترسون پرسشنامه عملکرد فایل پرسشنامه فایل پرسشنامه عملکرد داوران بعلت درگیری محروم تحریک همراهی ایجاد درگیری کمیته انضباطی میلیون ریال کمیته انضباطی داوران ضررهای فناوری نانو black slytherin house2 دخمه اسلترین سیا۲ دحو الارض کارگروه سازه مدیریت کنترل نظارت ساختمان دباره فونداسیون اقتصاد کشور پیشرفت انقلاب انقلاب نگاه دوّم pdf 1578 myf d2 آیا ت ۴ ساله هست؟؟ بازگشایی مجدد است ی ها هر ت ت اهنگ سلام aviation آرزو امشب برآورده اجابت آرزو هایم خداحافظ پدربزرگ داوران بزرگسالان استان زائران کربلا برای فرج زمان علیه السلام در شب و روز اربعین دست به دعا بردارند 7th sense قضاوت دیگران را در خودت حل کن آیفون تصویری سیماران 43 اینچ hs فروش ر تس محمد وارث …† ‚اس… س„œ…ا†œ ‡ست… مشتریان خدمات مدیریت اطلاعات فروش رادیکال مدیریت خدمات افزار مدیریت اطلاعات ید افزار مدیریت خدمات 3d max روز جهانی زن مبارک باد گزارش تصویری حضور جلال قزل و حامد حامدیان در تست و تمرین تیم صنعت ساری راه اندازی آیسی max7219 اهنگ لری یه گلی من مالمون ره غریبی 000002a سالن هفته نسبی باید جوجه‌ها سیستم رطوبت نسبی مورد نیاز ali reza jalali university professor in public law legal and business consultant to invest in iran صبح ِطلوع غزل ، ناشتای تو تاثیر آموزش بهوشیاری بر نشخوار فکری مقاله انشاهای کوتاه صدای ابشار به کودکان خود را به صورت تصویری آموزش دهید ابزارآلات man in adamo daram خشونت خانواده داشته وجود جلوگیری می‌شود زیادی دارد مهمی دارند وجود داشته خشونت وجود جلوگیری کنید mahdi14 تحقیق در مورد شگفتی ک شان ها اولین اربعین کربلا طرح توجیهی تولید فنر تخت اتومبیل اورجینال ذهن 7 دلیل برای مجرد ماندن هوش تعاریف و مفاهیم تربیتی ، تحلیلی و کاربردی هوش از نگاه روانشناسان دو ساعت برای خودم خدای تثلیث یوحنا القدس وجود ح انجام میرساند کتاب مقدس وجود دارد تثلیث ارائه عیسی مقدس دربارۀ تثلیث متن آهنگ وحید حیدر گلستانی been mrbeen 4o lie برنامه شهریورماه قتل رئیس بانک از ایلام سوال – در مورد موضوع مرگ توضیحاتی بفرمایید تکیه به شونه هام نکن گزارش آزمایشگاه فیزیک 2 آزمایش به هم بستن خازن ها یانه یانه ت؟؟؟ متن تشکر بابت دعوت به گروخ کاری سابقه سابقه کاری فنی، ی شرکت فنی، word2007
برترین ها


خندی

شعر در مورد ایوان مدائن از خاقانی  

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان یک ره ز ره دجله منزل به مدائن کن وز دیده دوم دجله بر خاک مدائن ران خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان بینی که لب دجله کف چون به دهان آرد گوئی ز تف آهش لب آبله زد چندان از آتش حسرت بین بریان جگر دجله خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان بر دجله‌گری نونو وز دیده زکاتش ده گرچه لب دریا هست از دجله زکات استان گر دجله درآموزد باد لب و سوز دل نیمی شود افسرده،


شعر در مورد ایوان مدائن از خاقانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

سافو : شاعران یونانی سده هفتم پیش از میلاد  

سافو به یونانی σαπφώ از شاعران یونانی سده هفتم پیش از میلاد بود. سافو از زمان باستان به عنوان بزرگ‌ترین شاعر ِ غنایی شناخته شده‌است. او نخستین زنی بود که کنار احساسات فردی، حتی خصوصی‌ترین احساسات را در شعر بیان کرد. شعر او بر معاصران‌اش تأثیر بسیار گذاشت و در زمان زندگی‌اش نه تنها در زادگاه‌اش که در جای‌های بس دور نیز خوانده و دکلمه می‌شد. افلاطون او را ایزدبانوی دهم هنر نامیده‌است. کاتولوس ۱ از «سافوی ِ مَرد» نام برده و زاهد آسوری تاتی


سافو : شاعران یونانی سده هفتم پیش از میلاد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هوای زلف یار  

شنیدی که حافظ می‌گوید «خیال روی تواَم دیده می‌کند پرخون هوای زلف تواَم عمر می‌دهد بر باد»؟   این مصراع دومش، این «هوای زلف تواَم عمر می‌دهد بر باد»، چرا این‌قدر به دل من نشسته؟ چندصدبار همین مصراع ساده را برای خودم تکرار کرده باشم خوب است؟ تکرار کرده باشم و وقت درس‌خواندن، هی در حاشیه‌ی کتاب‌هایم سیاه‌مشقش کرده باشم \-مثلاً دارم از محتوای کتاب به خط خوش یادداشت برمی‌دارم؟ تکرار کرده باشم و هر دفعه لب‌خندي زده باشم و سری تکان داده باش


هوای زلف یار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

. . .  

تنهاتر از شمعی که از کبریت می ترسد  غمگین تر از ی که از دیوار  افتاده  بی اعتنا پاکت کنند از زندگی مثل ِ خا تر سردی که از سیگار افتاده بی تو دلم می افتد از من... باز می خشکد  مثل کلاغی مرده که از سیم می افتد  این روزها هر بار که یاد تو می افتم  یک خط دیگر روی پیشانیم می افتد  می خواهی از من رو بگیری، دورتر باشی مانند طفلی مرده می پیچم به آغوشت سر درد میگیری و من تکرار خواهم شد مانند یک موسیقی غمناک در گوش ات بی توتمام کوچه ها سرد است،تاریک است انگا


. . .
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شرافت انسان  

مردی ن نا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»پس از او    پادشاه نزد مرد ن نا رسید و بدون ادای احترام گفت ‌ آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌سپس سربازی  نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید ‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خنديدن کرد. مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید


شرافت انسان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چگونه انتقاد کنیم،بهترین روش های انتقاد را یاد بگیرید(قسمت اول)  

به نام حضرت حق... اگر می‌خواهید انتقادتان خوب و سازنده‌ باشد، ۱۶ نکته زیر را رعایت کنید   ۱ خودتان را خسته نکنید قبل از اینکه شروع کنید به انتقاد ،‌ اول مطمئن شوید که آنچه می‌خواهید مورد انتقاد قرار بدهید، واقعا غلط بوده و مستحق انتقاد است. بعدش مطمئن شوید رفتار آن‌ شخصی را که می‌خواهید مورد انتقاد قرار بدهید، درست ارزی کرده‌اید. اگر طرف مقابل‌ را خوب می‌شناسید و مطمئن‌اید که انتقادهایتان هیچ تاثیری روی او نخواهد داشت، از خیر انتقاد بگ


چگونه انتقاد کنیم،بهترین روش های انتقاد را یاد بگیرید(قسمت اول)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ابتهال  

ضم فوادک واطمئن لک فی اللسماء من یکلفک... \+وقتی میگوید و زینا السما الدنیا بزینة الکواکب شاید فکر کنی آسمان این دنیا را میگوید. اما نه دنیایی که تو فکر میکنی فرق دارد با این دنیا. دنیا را از ریشه دنو گرفته اند که می دانی به معنای نزدیک است حالا اینرا هم بدان که  دنیا می شود اسمی بر وزن فعیل که اعلال به قلب داشته و از دنیو شده است دنیا. حالا میپرسی چرا اینها را دارم برای تو می نویسم؟ خب همه اینها را گفتم تا یک سوال بپرسم یعنی داشتم مقدمه می چیدم که


ابتهال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تو رو بایدکجا بزارن ؟؟؟  

ب حسین آقا کت و شلوار به تن و شیک پوش داشت طبقه مس ی همکفی رو که همین چند سال پیش با مکافات ساخته بود ت یب میکرد تا بتونه اون رو به مغازه ی  دوازده متری جلو ی خونه اضافه کنه و با قیمتی گزاف تر به اجاره بده و کلی کیف کنه ، البته خودش زبونش کار میکرد و لباس های باجناق های محترم و  برادر خانوم  خاکی پاکی شده بود و ایشان فقط تز میداد . . . مدتیم هست که تا به یک جمعی میرسه حرف از این میاره وسط که بیاید مغازه پایین رو دست جمعی پول بزارید اجاره کنید و  کار


تو رو بایدکجا بزارن ؟؟؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

لبخند  

می‌خندي تا دنیا رنگی تازه شودبا لبخندت شادی بی‌اندازه شودمی‌خندي تا خوش بنشینی در باور منمی‌خندد همراه تو اشکِ آ ِ منبنشین لحظه‌ای رو در روی منچایم را با عطرت هم بزنبنشین تا شود نقشِ فالِ مانقشِ هم‌فردا شدنمی‌خوابم تا رویای لبخندِ تو رارویای شیرینِ چای و قندِ تو رامی‌خوابم،تو مثل هر شب در خوابِ منیمی‌خوابانم این چشمانِ پابندِ تو را   گروه دال دلنشین اجراش کرده  . . .    


لبخند
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم  

عصری داشتم با خودم فکر می‌ چرا رابطه با بعضی‌ها انقدر می‌تونه آدم رو بیازاره. از هرچیزیشون. از دوریشون، از نزدیک بودن بهشون، از واکنش نشون دادنشون به مسائلت و واکنش نشون ندادنشون به مسائلت، از درد و دل و ن باهاشون. بی‌قراری از نبودشون و اشتیاق آزاردهنده به حضورشون و از بودنشون که زخمت می‌زنه. حتی پیام دادن و ندادنشون. چی تو خودشون دارن که انقدر آزار دهنده می‌شه برای یک آدمی تو زندگیشون؟ به جو هم نه فکر نه رسیدم. بسکه ذهنم متمرکز چیزی نمی‌


چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شبیه اسم دخترم شبیه دریا...  

روز اولی که دیدمش..هیچوقت از یادم نمیره.. انگار از تو نقاشیای من بیرون کشیده بودنش قد بلند...سبزه ی تند با چهره ی شرقی ابروهای پرو بلندی که مدام توهم گره میخورد و چشمای سیاه کشیده ی وحشی موهایی که از شدت سیاهی برق میزدو شبو از چشم مینداخت .. بلند و نامرتب رو پیشونیش ولو بود.. و دست هایی با عضلات پیچیده که مدام طرف پاکت سیگارش میرفت و به احترام جمع...‌‌برمیگشت وقت رفتنی بهم یه لبخند کوچیک زد و ابرو برام جابه جا کرد.. اندازه ی تمام سالای پیش روم فکرا


شبیه اسم دخترم شبیه دریا...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ما چهارتا  

قسمت چهارم کیک و کادو از دستم افتاد رو زمین و هاج و واج خونه رو نگاه می و زنگ میزدم به بچه ها..صدای موبایل همشون از تو گوشه و کنار خونه میومد.. خیلی نگران بودم..کاری ام ازم بر نمیومد..نشستم یه گوشه خونه و زل زدم به  دیوار..تا اینکه صدای زنگ گوشیم بلند شد..شماره ی ناشناس بود..منم حدس زدم یه ربطی به بچه ها داشته باشه..برای همینم سریع تلفنو جواب دادم..قبل از اینکه اصن من حرفی بزنم طرف شروع کرد پاتوق همیشگی تو کافی شاپ.. تا اومدم حرف بزنم گوشیو قطع کرد.. من


ما چهارتا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

همه ی من  

دلم برات مییییره وقتی اونجوری نگام می کنی که انگار مهربونیت داره از بین تک تک مژه هات می درخشه  وقتی دستتو میاریو انگشتامو بین انگشتات قفل می کنی، انگار هیچ وقت قرار نیست از هم جدا شن وقتی روت غیرتی می شم خوشت میاد و از ته دل می خندي وقتی هر دفعه که از پیشت می رم یه بسته اسمارتیز می اندازی تو کیفم و می گی حتما بده جوجوم بخوره، آخ که نمی دونی جوجوت چقدر عاشقته و همه ی این بسته های اسمارتیزو یادگاری نگه می داره  وقتی هر روز صبح تا چشمامو باز می کن


همه ی من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بدون من  

اصلا بگذار ببینم nbsp اگر من نباشم nbsp چه اتفاقی می افتد برایت ، شیدا ؟صبح بیدار می شوی و با خیال راحت می روی سر کارصبحانه ات را می خوری nbsp و با مزاحم همیشگی گپ می زنی و می خندينهار که شد،ماست یا ترشی ات را بر می داری و می روی غذا خوری nbsp و بعد از آندر اتاقت را می بندی و کمی می خو بدون آنکه ی به تو زنگ بزند و از خواب بپراندتعصر سوار ماشینت می شویاماوقتی که موزیک ماشینت پخش می شودبدون من nbsp چه می کنی؟ شب که شد، nbsp بدون nbsp مندلت نمی گیرد؟


بدون من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

برایت شعر میخوانم ، برایم شعر میخوانی  

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه شه ام، شه ی فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است دل بی تاب و بی آرام من، از شوق لبریز است به هر سو چشم من رو میکند فرداست سحر از ماورای ظلمت شب میزند لبخند قناری ها سرود صبح میخوانند من آنجا...چشم در راه توام  ناگاه... ترا از دور میبینم که می آیی ترا از دور میبینم که می خندي نگاهم باز حیران تو خواهد شد سراپا چشم خواهد شد ترا در بازوان خویش خواهد دید سرشک اشتیاقم، شبنم گلبرگ رخسار تو


برایت شعر میخوانم ، برایم شعر میخوانی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تقدیم به دختر خودم(رها)  

بهارلم دخترم. فریدون مشیری   بهارم دخترم از خواب برخیز شکر خندي بزن و شوری برانگیز گل اقبال من ای غنچه ی ناز بهار آمد تو هم با او بیامیز   بهارم دخترم آغوش واکن که از هر گوشه، گل آغوش وا کرد زمستان ملال انگیز بگذشت بهاران خنده بر لب آشنا کرد   بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست چمن زیر پر و بال پرستوست کبد آسمان همرنگ دریاست کبود چشم تو زیبا تر از اوست   بهارم، دخترم، نوروز آمد تبسم بر رخ مردم کند گل تماشا کن تبسم های او را تبسم کن که خود را گم کند گل   ب


تقدیم به دختر خودم(رها)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بگذار برایت بگویم...  

هی بگذﺍﺭ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺁﺧﺮﺵ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﯿﺪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ.ﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﮐﻢ \- ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻢ \- ﻏﺼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽﺭﻭﺩ.ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﻧﻪ، ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ. ﺑﻌﺪﺵ ﻻﺑﺪ ﻃﺒﻖ ﻧﻈﺮ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺗ


بگذار برایت بگویم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

درباب کتاب انسان ها  

نقد کتاب انسان ها مت هیگthe humans matt haigامتیاز من 8از 10 ∎∎∎∎∎∎∎∎ ∷ ∷ برای دوستم مهدی پیش نوشت0 این رو قبلا برای دوستم نوشتم و خب بیشتر دوست داشتم همینجوری دوباره نشرش بدم پیش نوشت نامرتبط ببخشید برای تو این چرندیات رو می فرستم اما همیشه دوست داشتم درمورد کتابهایی که خوندم با اون هایی که همون کتاب ها رو خوندند گفت وگو کنم وهمونطور که گفتم برایم بسیار لذت بخشه . شاید باعث شه دیگه بهم کتاب معرفی نکنی اما علاوه براون نیم نگاهی هم به نوشتن دارم و ب


درباب کتاب انسان ها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حرف‌های جامانده‌‌ی مهر! :)  

هو الحکیم یک. کلاس تموم می‌شه. میاد، و در حالی که گردنش بیست درجه به سمت چپ متمایله، می‌گه آقا آقا ما جزوه می‌نویسیم. مثبت نمی‌دین؟ معلّم سرش رو خم می‌کنه و از بالای عینکش با دقّت به چهره‌ی سوال‌کننده نگاه می‌کنه چرا پسرم آ ترم چک می‌کنم، خوب نوشته باشین، مثبت می‌دم. ... با ذوق لب‌خندي می‌زنه، سری ت می‌ده، تشکّری می‌کنه و می‌ره‌. . . . اشتباه نکنید این‌جا یک دبستان نیست صدای ما را از علوم پزشکی تهران می‌شنوید دو. تفکّر نقّاد رو اوّل بای


حرف‌های جامانده‌‌ی مهر! :)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستان ڪوتاه "خودِ آن وقت هــــــــایت" زهرا شایستہ فــــــــرد  

  از شکل خودت بدت می‌آید. می‌خواهی آشتی کنی. می‌خواهی خودت را پیدا کنی. خود آن‌وقت‌هایت، نه این که حالا از تو مانده. طوری توی آینه نگاه می‌کنی که انگار نمی‌شناسی‌ش.  هیچ‌ نمی‌داند حقارت چه‌شکلی است، مگر آن‌که حقیر شده باشد. خوب می‌دانی یک‌سری چیزها هست که آدم فقط خودش می‌فهمد. انگار که پنهانی لابه‌لای سلول‌هاش وول بخورد و هیچ‌ هم نبیندش. اما هست. وجود دارد. و آدم هرقدر بخواهد انکارش کند، باز یک جایی، یک جوری خودش را نشان می‌دهد... نف


داستان ڪوتاه "خودِ آن وقت هــــــــایت" زهرا شایستہ فــــــــرد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

چیز هایی که من درباره شما میدونم  

من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم 1. الان توی اینترنتی 2.الان تو وب منی 3.یک انسان هستی 4.الان داری پست منو میخونی 5.تو نمی تونی با زبون بیرون بگی ژ 7.الان داری امتحان میکنی 8.الان خندت گرفت 9.اصلا ندیدی عدد 6 رو جا انداختم 10.الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه 11.الان باز می خندي 12.نمی دونی که من یه عدد رو هم چند بارنوشتم  13.الان داری چک میکنی  14.پیداش نکردی و داری فحشم میدی 15.ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم عدد1 بود که 8


چیز هایی که من درباره شما میدونم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

صبر و قرار بردی  

سرم درد می کنهقرص ها تعدادشون کم شده ...و میزانشون ...و من تصمیم گرفتم بلند شمواقعا تصمیم گرفتمولی مثل یک‌معتادزهر حالا حالا ها تو بدنمهدردش می پیچه بهمبی حوصله م می کنه گاهیو یک وقتایی تماما بی منطقاتاق رو بوی نرگس برداشتههیچی مثل اون روبان قرمز پاپیون شده روی ساقه های ... بلندشنمی تونست تلافی اعصاب خوردی هامو در بیارههیچ آینه بالای ماشینی اندازه ماشین تو نمی تونه دل ان ... ز باشهمی دونی من هنوزم دارم تاتی تاتی می کنمچون داغ دارم از دوییدن و س


صبر و قرار بردی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بزه عشق تو شیرینی دگر دارد ...  

    در فرهنگ ما مسأله‌ی زن همیشه واجد پیچید ... ناهنجار و دل‌آزار و نفاق‌آلودی بوده است. از سویی سخن درباره‌ی عشق به زن تحریم شده بود و از سویی دیگر در دل و نهان بیش‌ترین وقت و انرژی را از مردان ما می‌ستاند. من تصور می‌کنم کم‌تر جامعه‌ای در جهان باشد که مسأله‌ی زن این‌قدر که برای جامعه‌ی ما حساس است، در آن اهمیت داشته باشد و در عین حال، این‌همه در مورد آن ... ‌پوشی رسانه‌ای ظاهرسازانه صورت ... رد و چنان وانمود شود که گویی مسأله حل شده است. آ


بزه عشق تو شیرینی دگر دارد ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

... شعر چشم تو(فریدون مشیری)  

رویایی کوتاه در یک شب بی فردامن امشب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه ... شه ام ... شه فرداستوجودم از تمنای تو سرشار استزمان در بستر شب خواب و بیدار استهوا آرام،شب خاموش، راه آسمان ها باز...خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز...رود آنجا که می بافند کولیهای جادو ... سوی شب راهمان جاها،که شب ها در رواق کهشان ها عود می سوزند؛همان جاها، که اخترها، ببام قصرها،مشعل می افروزند؛همان جاها که ... شب، دخترخورشید ردا را می آرایند؛همین فردای افسون ریز رویاییهمین ف


... شعر چشم تو(فریدون مشیری)
منبع :
درخواست حذف این مطلب

داستانی به زبان هیر و ترجمه فارسی: شور قرقره  

با سلام به دوستان گرانقدر و ارجمند، داستانی از روستای هیر که در چندسال پیش و خارج از روستا برای یکی از اهالی خوب رخ داده به زبان یا لهجه شیری هیری عرض خواهد شد. این داستانها در زیر مجموعه آموزش زبان شیرین هیر قرار داده میشود. و اما داستان شور قرقره گون اینکَدی سالی یِدان هیری شو منطقه الموت خوشی کاری سر، اونی کار پالاندوجی بیَه و همین کاری جی خوشی زند ... ا گذر ... ه. شو یه روستایی و خوشی خانخوایی خانه اونر کار ... ه، اون روز گذره شب واکی شام خوره و


داستانی به زبان هیر و ترجمه فارسی: شور قرقره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

اولین بار ...  

اولین بار که کم میاریگریه میکنیدومین بار nbsp به رفیقت می ... سومین بارهمه میدونن چه مرگتهچهارمین بارسعی میکنی خودت حل کنیپنجمین بار nbsp میفهمی هیچ احدی مشکلتو حل نمیکنهششمین بار nbsp میریزی تو خودتهفتمین بار nbsp رو میاری به سیگارهشتمین بار nbsp روانی میشینهمین بار nbsp بی احساس میشیا ... ین باردیگه هیچی برات مهم نیست.می خندي ... فقط می خندي


اولین بار ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

ظرف های صبحونه رو از رو میز جمع می کنم، میگم آخه حیف نیست صبحونه نمیخوری؟ اخم هات میره تو هم دوباره، میگم ناهارتو گذاشتم تو یخچال حواست باشه ظرف قرمزه برا ناهار امروزه سفیده برا شام.  نگام می کنی می ... چه فرقی داره؟ میگم فرقش به اینه که بقیه غذاها واسه چند روز پیشه که خونه نبودی و نخوردی. دستامو می شورم و از آشپزخونه می رم بیرون،صدام می زنی و با خمیازه می پرسی شب بر نمی گردی؟ می گم نمیدونم احتمالا اگه فرانک حالش خوب نشه مجبورم بمونم. می ... می شه


منبع :
درخواست حذف این مطلب

دریا موّاج بود  

سفیدی برف صفحه‌ی سیاهِ شب را خط‌خطی می‌کند و شومینه با صدای غلغلِ آب در سماور می‌سوزد. همه چیز حکایت از شبی پر از بوی زمستان دارد. درختانی که از شدت سرما سرخ شده‌اند، بادی که خود را به پنجره می‌کوبد، منی که در سکوتی وهم‌ان ... ز تا ... در گرمای کرسیِ گوشه‌ی اتاق فرو رفته‌ام و تویی که در صدای حزن‌اندودِ شب غرق شده‌ای و مرا می‌نگری. می‌گویی باز هم که شروع کردی به شاعرانه نوشتن؟ و می‌خندي. نگاهت می‌کنم و به چشمانت می‌گویم به خدا شاعرانه نیس


دریا موّاج بود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد  

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه ... شه‌ام ... شه‌ی فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام، شب خاموش، راه آسمان باز خیالم چون کبوتری وحشی می‌کند پرواز رود آنجا که می‌بافند کولی‌های جادو، ... سوی شب را همان جاها، که شب در رواق ک ... شان‌ها عود می‌سوزند همان جاها، که اخترها، به بام قصرها، مشعل می‌افروزند همان جاها، که راهبانان معبدهای ظلمت نیل می‌سایند همان جاها، که ... شب، دختر خورشید فردا را می‌آرایند


من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فردا میای پیشممممممممم..........هوراااااااااا  

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه ... شه ام ... شه فرداست وجودم ار تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام شب خاموش راه آسمانها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که ... شب می آرایند دختر خورشید فردا را همین فردای افسون ریز رویایی همین فردا که راه خواب من بسته است همین فردا که روی ... پندار من پیداست همین فردا که ما را روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست همین فردا همین فردا من امشب تا سحر خوابم ن


فردا میای پیشممممممممم..........هوراااااااااا
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 1.322 seconds
RSS