جستجو ها
دیدار معاون پارلمانی راه و شهرسازی از بناب نیـــمه ی گمشــــده شهادت على علیه السلام صوتی درس عربی سال نهم مدرسه صومعه میرزا نهضت جنگل صومعه سرا، نهضت جنگل خوردن روغن شترمرغ کلسترول هتل اسپینو مشهد ورزش کنید زمانی زمان خواب گوید بهترین زمان برای ورزش زمان ورزش ورزش صبحگاهی انتخاب کنید روایت مولا علی ع در مورد حاج مهدی طائب تغییر قیمت کارگاه آموزش جهان بینی چهار شنبه 95 06 اصطلاحات عرفانی کتابچه آموزشی حامی عشق سه سنک بصورت مثلث شکل اجاق شمال نیوز ضرورت تشکیل کارگروه تخصصی حوزه‌ چاپ در نوشهر مشکات دید گاه و نظر مردم پس از سفر ریاست جمهور به استان سیستان و بلوچستان iran hse غضنفر واژه شیعه آهای شیعه بخاری حوزه دریاچه منطقه22 سخنی از شریعتی پدرم دوستت دارم کتاب سپهری سهراب سهراب سپهری کتاب سهراب کتاب سهراب سپهری قاضی بونصر کیسه قیامت حساب این‎ این‎ نتوانم حساب این‎ پسر سرخ ، کاسیاس ایرانی یک مهربانیِ بی دلیل زبانی زبان گناه اجتماعی ماس نکرده زبان دیگری کارکردهای اجتماعی گناه نکرده اجتماعی ماس پذیرش دیگری کارکردهای اجتماعی ماس کی‌روش نگرانی منتقدان مرخصی‌ام اهمیتی ندارد 3 میلیون وبلاگ فعال در کشور اهنگ ham callویکی صدا آقای ناصر ناصر باقرزاده جناب آقای وحدتیه جناب آشپز درجه بخشودگی جرایم مالیاتی تولیدکنندگان خوش‌حساب گسترش صمت تعیین مقدار مقاومت تابلو ‏led ش ت لیو ول مقابل هال سیتی فروش منزل روستای در رامسر رضا ع و شاگردان برجسته اش بهبهان پالایشگاه تامین خانه انجام تصفیه تصفیه خانه فرودگاه بهبهان اداره آبفا تفاهم نامه تامین اعتبار مجدد فرودگاه بهبهان کارگران معدن،زحمت کش قانع و قابل احترام محمدعلی اینانلو کارشناس ورزش، طبیعت‌گردی و گردشگری در بیمارستان درگذشت ارزی نتایج برای رسیدن ساراگوسا مسعود اسپانیا کرده شجاعی گذشته رئال ساراگوسا دختر جامعه واقعا خیلی گیره دختر باشه نمایش پیج رنک سایت در گوگل اَز تو مَحرومَم پروژه فانکشن ژنراتور کنترل شونده با میکرو کنترولر30صفحه 02 37pm شهید سیف ا… قاسمی شجاعت یک رزمنده در پاتک به سنگر عراقی ها وقتی میگی می‌خوام شهید بشم دیگه زن گرفتنت چیه؟ هویج در تقویت دیدشبانه بی‌تاثیر است تکواندو تعطیل میباشد مبارک رمضان خانه تکواندو زاغی دیوار خانه جوانمردی مردم مردم ایران جوانمردی مردم کتاب انسانی امتحان نوبت اول مردم بدانید ت موافق شفاف‌سازی حقوق‌ها و مسائل مالی نیست تاجر رمال بشقاب دوست ادعا پیدا دوست تاجر سرقفلی تقسیم دادگاه موجر ماترک مدنی فروش سرقفلی قانون روابط روابط موجر قانون مدنی منزل مس ی سرقفلی بعنوان ماترک تقسیم ماترک وعندال مىشم خىلى دوسش دارم زاد روز ابر مرد تاریخ نقاشی نقطه ای برای کودکان هیچ فاصله ای دور نیست مداحی های سجاد جوادزادی مشگینی listlist1583 1575 1606 1604 1608 1583 1576 1585 1606 1575 1605 1607 1608 1575 1705 1740 قرآن شرمنده کرده توام سوره شرمنده توام شخارک آموزش تصویری استفاده از اپلیکاتور تقویم لایه باز 1395 تقویم رومیزی و دیواری سررسید جلسه شورای سلامت و امنیت غذائی شهرستان آزادشهر تصاویر کد رشته فرهنگیان دزفول زبان مادری و رابطه آن با مراسم شعر و موسیقی قسمت دوم غیر فعال دکمه ویندوز شروع جلسات هماهنگی برنامه های اربعین در عتبات تقاضای عجیب بارسلونا از فدراسیون فوتبال اسپانیا دوستان بامعرفت آموزش ت کودکان امکانات اجرای حقوق وظایف ت وزارت آموزش حقوق کودکان امکانات آموزشی حقوق شهروندی رمان شکلات تلخ قسمت اول معرفی رشته الکتروتکنیک فصل عاشقی ها ارابه کامنت هموطنان عزیز 21___21 آیا می دانید هدف اصلی نهضت حسینی چه بود؟ سیستم های هوشمند پیشنهاد دهنده در تجارت اینترنتی فصل اول بام؛ باشگاه ایده پردازان مسجدی پودر سوخاری استریپس ساخته می شود برنامه شش هفته اول لیگ برتر اعلام شد خطبه شماره چهار کناره گیری سه ک دای منجزی به نفع گیلانی افزایش رتبه ال ا و افزایش رتبه گوگل سایت توسط کارشناسان آی تی نشریه تخصصی آموزش زبان انگلیسی نمونه سوالات مطالعات اجتماعی نوبت اول هفتم هشتم نهم پاسخ تولید برنج تراریخته متحمل به خشکی و شوری در نیجریه بهینه سازی و افزایش بازدید سایت و وبلاگ ها از طریق موتورهای جستجو seolize هسته های فرهنگی جوان باید مرکز دغدغه برنامه ریزی برای دین باشند القاب تابناک حضرت ابوالفضل العباس ع شناسنامه سوره حمد نظر سنجی شهرزاد
برترین ها


بیاین بشینین

جرم من  

جرم من عاشقی در وقت اضافه است این که دیگه دل نمی بندم به آنچه هستم و تنها و بی همسفر راهی را می روم تا به پایان برسم   می خواستم آزاد و رها باشم شاد باشم و کودکانه هایم مرا نوازش کند می خواستم عاشقی کنم   من چیز زیادی نخواستم فقط دلم پر کشید و من بدون اینکه بخواهم دنبال دلم پر کشیدم   به آنجا که او مرا برد رفتم  غلط نبود  حایش درست نبود   و من سرگردان ماندم نه راه پس دارم  نه راه پیش   و می گذرانم    خسته شدم از ثابت خودم به دیگران   من خوبم خوب خوب


جرم من
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مورد بیست و پنجم... و قسم به روزهایی که میگذرند!  

دقت کردین 6 ماه اول امسال هم مثل برق و باد اومد و گذشت...؟ عمر انسان همینه. چشم رو هم بذاری می بینی موهات شده هم رنگ دندونات... \+ بياين قدر عمرمونو بیشتر بدونیم از مسیر زندگی هم همونقد لذت ببریم که رسیدن به مقصد برامون لذت داره \+\+ دوستانی که تو این دنیای مجازی از خیلی وقت پیش منو میشناسین... حواستون هس عمر آشنایی مجازیمون داره به چند سال میرسه؟


مورد بیست و پنجم... و قسم به روزهایی که میگذرند!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این روزها  

شب تا صبح برف بارید . صبح که بیدار شدیم بیایم شرکت با دیدن منظره بیرون دلم غنج رفت. خدای من انقدر خوشحال بودم که همش میخندیدم. تو راه کلی از شهر برفی مون گرفتم و عشق اومدم شرکت . رفتم اتاق بچه ها گفتم سلااااااااااااااااااااام روز برفی تون مبااااااااااااااااااارک. اونا هم بهم میخندیدن. کلی مس ه بازی در آوردیم بعدم رفتیم با بچه ها چندتا ع گرفتیم و اومدم تو اتاقم. ولی دلم همش پشت پنجره بود. هوا وحشتناک سرررررررررررررررررررررررد بود ولی حااااااا


این روزها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

موزه علم وفناوری  

سلام به همه خوبان ایشالا که حال همگی خوب باشه البته اگر آلودگی هوا بذاره nbsp خیلی مراقب باشید وفقط برای کارهای ضروری بیان بیرون از خانه.خواهرزاده بزرگم چند هفته پیش از مدرسه رفته بود موزه علم وفناوری خیلی تعریف می کرد ومیگفت یه دفعه دیگه همه باهم بریم منم عاشق موزه رفتنم کلی بهم انرژی میده اینجا اینو داشته باشید تا بقیه اش رو بگم ...پنجشنبه مادر جان تو واحد کناری دفترمون اومده بود برای ماساژ وقرارشد دامادمون مارو ببره برسونه مامان بدای ناهار


موزه علم وفناوری
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جاده اسم منو فریاد میزنه...  

خب اول از همه اینکه \+کجا بریم؟ با کی بریم ؟ همه ی ما ها یا کار داریم یا داریم یا اصلا حتی مشکلات خاص خودمون رو داریم که بهمون اجازه ی سفر رفتن طولانی رو نمیده پس خب یعنی بیخیال سفر بشیم ؟ نه اگه خیلی تازه کارین و خیلی گرفتار بياين و از سفر ها و یا گردش های یه روزه شروع کنین اگه مثل من دیدنی های شهرتون رو ندید از اونجا شروع کنید . اگه دوستای پایه ندارید و تهرانید بياين همراه یا من شروع کنید به گشتن تهران یه پیام بدید میای بریم فلان جا رو ببینیم؟ یا


جاده اسم منو فریاد میزنه...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رویاهات رو دنبال کن  

چه رویایی دارین ؟؟ رویای نقاش بزرگ شدن دارین ؟ رویای پولدار شدن دارین ؟ رویای سفر دارین ؟ رویای عکاس شدن دارین ؟ رویای آدم بهتر شدن دارین ؟  هر رویایی که دارین هر رویایی بياين به تگ ایجاد کنین . به امید اینکه یه روزی زیر نوشته هاتون، توی مسیر رسیدن به رویاهاتون ظاهر بشه و ما رو توش همراه کنین.  حالا من چه رویاهایی دارم ؟ من غیر درس خوندن و نقاشی کشیدن و ... یه رویا دارم که به جریانش انداختم و اون سفر ه و میخوام شما رو توش همراه کنم . از همراه تون تو


رویاهات رو دنبال کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کتاب هفته یک  

گزینه اشعار فاضل نظری کتاب کوچک جیبی که همه جا باخودم بردمش،توی تا ی، و هرجایی که رفتم این هفته اون روز هم که کلاس تموم شد و خالی و ت شده بود کتاب رو باز و شروع به خوندن رسیدم به چند شعر متوالی که دوستشون نداشتم.گوشی رو برداشتم که به میم پیام بدم که شعرهای فاضل نظری رو دوست نداشتم و نظر اون رو بپرسم ولی به این فکر که نباید زود قضاوت کنم و اینکه قرار نیست همه ی  شعر های یک شاعر در یک سطح باشند ،پیام ندادم و کتاب رو تموم . \+بياين قبول کنیم که کلا تمو


کتاب هفته یک
منبع :
درخواست حذف این مطلب

۹۰۲  

سلامروزتون خوش. nbsp میخواستم دی ماه با مامان برم کربلا. اما این چند روز به این نتیجه رسیدم زیارت خطرناکه. بری مشهد میسوزی، بری کربلا میترکی. دسته جمعی بریم تایلند عشق و حال و عمری به آسودگی بزییییم. فعل زیستن تسلیت میگم. امیدوارم ی از بستگان شما تو کشته شده های اخیر نباشه. دلم ریش ریش شده. میگم خدایا اینا که سوختن آیا درد هم کشیدن؟ اونا که منفجر شدن چه حالی داشتن؟ خدایا وابستگانشون که منتظر برگشتشون بودن چطوری جنازه ها رو تحویل میگیرن؟ چهارده ن


۹۰۲
منبع :
درخواست حذف این مطلب

م ع حـــرم!!!!  

ب خواستم یه کاری انجام بدم، هی دودوتا چهارتا دیدم نه انصاف نیست،میتونم انجام ندم به قیمت جلب رضایتش. خواب ب باعث شد به کاری که انجام ندادم فکر کنم درسته سخت بود ولی کار چندان مهمی به نظر نمی رسید   یه چیز عجیب قبلش بگم وقتی میام شمال، خوابام تومحیط شماله اما وقتی بر میگردم ،مکان تو خوابام تغییر میکنه مثلا ب خواب دیدم تو کوچه سابق خودمون تولاهیجانم.رسیده بودم خونه و زنگ میزدم و منتظر بودم مادرم درو باز کنه.تا اینکه یه آقایی که جوون هم بود وچهر


م ع حـــرم!!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

من واقعا ازتون ممنونم. به خاطر حسن نظراتتون و لطفهای همیشگیتون. ولی من نخواستم بياين منو توصیف کنین یا ازم تعریف کنینا خواستم یه فرصتی بذارم که قلمبه ای تو دل ی از من نمونده باشه و اینجا بگین اگر گله ای شکایتی حرفی حدیثی هست. اما بسیار ممنونم از توصیفاتتون. مخصوصا خوب دیدنهاتون خ این تارنما یه حسنش اینه که عیوب آدم رو مستور نگه میداره کاش ما میتونستیم همینقدر گزیده تو زندگیهامون رفتار کنیم. من خیلی سعی میکنم که اینجا بدون سانسور باشم و خودِ خ


منبع :
درخواست حذف این مطلب

درهم نوشت های جراحی!  

\+ ر جراح برای هر جلسه به جای یک مبحث سه مبحث برای کنفرانس تعیین میکنه و میگه هر سه نفرتون آماده باشین ولی فقط یک نفر کنفرانس میده.اون دوتا برای سوپاپ اطمینان هستن چون مورد داشتیم دانشجو اومده کنفرانس بده منو که دیده faintکرده | \+امروز نهایت تلاشمو تا پانسمان انواع زخم ها رو یادبگیرم چون پس فردا بابت شل بودن پانسمان لابد باید حبس بکشم | \+رفتم تو اورزانس که هم کمکی کنم و هم چیزی یاد بگیرم.مریضی رو به علت حمله ی قلبی آوردن.رفتم نوارقلبشو بگیرم دیدم


درهم نوشت های جراحی!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

و همچنان 27 آبان :))  

تا حالا دو تا دیوونه همون گل و بلبل از نزدیک دیدین ؟ اگرنه که بياين بهتون معرفیشون کنم مبینا خانوم و الینا خانوم   مشاهده کنید خیلی شیک و زیبا همتون رو هم آوردن تو   \+ آهنگش رو تازه گوش دادم خیلی خوووب بود   \+ من عاشق اون ذهن فعال شما دوتام   \+ آیلین جان و هیرو جان عزیزم هم ممنونم ازتون   \+ یه بار دیگه ممنونم از همه ی ایی که تبریک گفتن    


و همچنان 27 آبان :))
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خواهر شهید سید مجتبی حسینی  

چند وقتی بود خبری از سید مجتبی نبود و زنگ نزده بود و خبرایی رسیده بود که شهید شده یکی میگفت اسیر شده... یکی میگفت مفقود و خبری ازش نیست خیلی روزهای سختی بود برای خانواده اینکه هیج چیزی معلوم نباشه خیلی حس بدی؛ نه تو زمین بودم و نه هوا. یک شب تو ماه رمضون تا سحر بیدار بودم و دلم برای داداش مجتبی و مادرم تنگ شده بود. بهشون میگفتم خوب من تنها گذاشتید و دوست داشتم به خوابم بياين هرچی دعا و بلد بودم خوندم و گفتم بیاید به خوابم فردای اون روز داداش مجتبی


خواهر شهید سید مجتبی حسینی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بین دو راند !  

حالم خوب نیست. نه اینکه مثل سابق افسردگیم عود کرده باشه و یا اینکه گرفتار ناامیدی باشم، نه که اتفاقا از چندوقت پیش که یه سنگ بزرگ توی زندگیم به لطف خدا برداشته شد کلی حس و حال و نگاهم به زندگی عوض شده، اما... اما واقعا این غول مرحله‌ی بعد بازی زندگیم داره خیلی اذیتم می‌کنه. خیلی...   هرچند خیلی خوبه که اینجا هست تا بیام حداقل دربارش با چندنفر حرف بزنم. پس لطفا مثل این مربی‌های بو و کشتی که بین دو راند و وقت بازی ورزشکارشون رو شارژ روحی و جسمی می


بین دو راند !
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بیایید چاره ای بی شیم :)))  

سلام ح ون خوبه ؟عاقاااا چرا بیان اینطوری شده انگار کتابخونس چه وضعشهاینقدر ت اینقدر غمگین بیایین ازین حال و هوا درش بیاریم ‌قبلا فعال تر بودیما خود من به شخصه قبلا صدتا وب دنبال می روزی چندتاااا پست میذاشتم ب بیان اومد به خوابم گفت شملیا ابچی خج بکش d بياين امروز همه قول بدیم مثل قبل باشیمنذاریم دنیای بلاگرها بمیره از مخاطباتون بخواید فرت و فرت پست بنویسنیکم شاد باشیم والا چه معنی میده \-_\-و من الله توفیق


بیایید چاره ای بی شیم :)))
منبع :
درخواست حذف این مطلب

raidcall 7.3.6 مسنجر بسیار عالی مخصوص گیمرها  

raidcall 7.3.6 یه نوع برنامه ای هست شبیه یاهو و جایی که برای صحبت یا نوشتن هست که از نظر صدا بهترین نرم افزار هست جایی که می تونین خیلی راحت به جای تلفن بياين صحبت کنین ؛ یا مخصوصا برای بازیکن های اینترنتی مثل تراوین خان وار تریباس و ... یا دانشجویانی که در ساعاتی طولانی میخوان به مبحثی بپردازن این برنامه بهشون پیشنهاد میشه                                                                                                                                    لین


raidcall 7.3.6 مسنجر بسیار عالی مخصوص گیمرها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نه به خشونت علیه ن  

این مدت پروفایل هر مردیو دیدم به این مضمون بوده نه به خشونت علیه ن خب بياين با خودمون فک کنیم  درسته ع پروفایل گذاشتن آسونه خوبه که یه جورایی به خانوما احترام گذاشتن و اینو رو پروفایل قرار دادن اما در واقعیتم اینقدر ارزش قاعل هستن پس این مر که تو خیابون حتی با نگاهشون امنیتو از خانوما گرفتن کین؟ اینایی که منه دختر نمیتونم از ترسشون یکم دیرتر برم خونه کین؟؟؟ شعار دادن آسونه هر ی میتونه خودشو یه فمنیست نشون بده طرفدار حقوق ن بودن به حرف آسونه


نه به خشونت علیه ن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

فان کشون  

دیروز داشتم با خودم فکر می یه خورده خسته به نظر میاین، نه؟ رفتم از شهروند پرسیدم این نی‌ها چرا اینقدر خسته به نظر میان؟ گفت چالشِ خونِشون کم شده شستم خبردار شد و خیلی سریع با بچه‌ها نشستیم به م و یه چالش خیلی خفن براتون راه انداختیم. اول از همه بگم شرکت توی این چالش از نون شب هم واجب‌تره. بر همگان هم واجبه ها خب اسم چالش هم که بر اساس اون چیزی که توی عنوان و پوستر دیدین، « فان کشون » هست. عه... عه... چیکار داری میکنی مرد حس ؟ اون چاقو رو بذار کنار.


فان کشون
منبع :
درخواست حذف این مطلب

65.برفهای گذشته ام اب شدن  

بهترین خبری که توفصل سرمابه یه بچه دبستانی به اسم میم بانومیتونستن بگن چی بود؟اینکه باب ادبیدارت کنه ومیم بانوباکلی غربگه وای حالشو ندارم برم مدرسه وبابابگه همه جاسفیدپوش شده واخباراعلام کرده تعطیلی بلندشوصبحونه بخوربریم برف بازی.کلی ذوق می وشلوغ بازی وجیغ وخوشحالی وشروع شدن حرص خوردنهای مامانی که نه هوای بیرون سرده یاسرمامیخوری یاخ ناکرده میخوری زمین.مامان هم منو دعوا میکرد هم بابارو ن وباباشیطون بودیم وبه حرفاش گوش نمیدادیم.میرفتی


65.برفهای گذشته ام اب شدن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آموزش جدید وجی اندروید با گیم میکر 1.4.522  

سلام این آموزش جدیده و برای من جواب داد    اول این مطلب تمام از من نیست از یک سایت دیگه هم هست وتکیبشون و برا من جواب داد   سطح آموزش آسون پیش نیاز نداره یه دوره آموزش گیم میکر استودیو هم داریم . اگه حال دارین برین یه سری بهش بزنین \-\- gt  لینک خب قراره ببینیم چه جوری میشه از موتور بازی سازی گیم میکر وجی اندروید بگیریم قبل از انجام هر حرکت اضافه ای باید چند ابزار زیر رو داشته باشیم game maker studio version 1.4.1522  حتما باید همین ورژن باشد   jdk 7  بسته به نوع سی


آموزش جدید وجی اندروید با گیم میکر 1.4.522
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تهران چیکار میکنی؟  

کاشف به عمل اومده که جناب مثلا خواستگار تهران هستن و به محض برگشتن تماس میگیرن.راوی میگفت که پدرتون بهشون گفتن که خودشون هم باید تو اولین جلسه خواستگاری حضور داشته باشن.آیا این درخواست اشتباهه؟ به شخصه اصلا موافق نیستم با اینکه برای اولین جلسه مادر و یا خواهر یا مادربزرگ یا داماد میرن دختر رو میبینن و اگه پسند جلسه بعدی پسر رو میبرن.وقتی تصمیم گیرنده و اصل کاری یه نفر دیگه س باید از همون اول خودشم باشه.هیچ وقت اجازه ندادم ی اینجوری بیاد خواس


تهران چیکار میکنی؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تولد بهار  

امروز تولد دخترخالمه. الان کلاس سومه. خالم یه تولد کوچیک براش گرفته و منم دعوت کرد. ولی من نمیدونستم میخواد تولد بگیره واسه همین کادو نگرفتم. احسان هم سرکاره معلوم نیست کی میاد. احتمالا نرم. امروز لم. حالم خوب نیست از نظر روحی دلم میخواد برم به فامیل یه سر بزنم. تقریبا از وقتی عروسی کردیم تا حالا درست حس بهشون سر نزدیم. مامانجونم که بیچاره هی میگه یه بار ناهار یا شام بياين پیشمون. ولی اصلا وقت نمیشه. من که صب تا ظهر بیمارستانم. احسان هم سرکار. یه


تولد بهار
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تعطیلاتمان اب شد  

سر صبحی با صدای مامان \- این چه حرفیه..تشریف بیارید ..منتظرتونیم... من | لعنتتتتتتت به شما کجا میخواین بياين اخهههههه داداش تو چرا اینجوری هستی؟  یکم اجتماعی باش..مهمونن دیگه. منم اگه مهمونداری و تصحیح برگه و طرح سوال امتحانی و پر چک لیست و ... نداشتم مهمون نواز میشدم .  دوستان عزیز، بزرگواران، روز تعطیلی رو برای دوستان و آشنایان کوفت نکنید . بشینید خونتون از تعطیلات لذت ببرید . عح خونه ی ماهم نیاین \-_\-    


تعطیلاتمان اب شد
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

برای اولین بار توی عمرم خوب خوندم آ هفته رو یه سری ماجراهایی هم هس که باید تعریف کنم قطعا..هروخت وقت شد مغروووق در درس \-\-\- \+ آیلین شرمنده اصن نت نداشتم نتونستم بیام برا اون موضو \-\-\- خب مثه اینکه وبم شناسایی شد توسط ی که نباید میشد به هرحال من مشکلی ندارم بياين از حرفای هم برداشت های چرت و پرت نکنیم بياين روراست باشیم بياين وختی چیزی میگیم مثه مرررد وایسیم جوابمونم بگیریم بياين اعصاب همو خورد نکنیم چقد حرررف برا گفتن دارم...ایناروهم میگم قطعا


منبع :
درخواست حذف این مطلب

2/ 55  

قلبم داره وایمیسته. باید تا یادم نرفته همه شو بنویسم. وایساده بودیم دم اسنک آرمین مثل خیلی وقتای دیگه که یهو یاد قدیما می کنیم و وسط خیابون بی خیال از تمام دنیا شروع می کنیم به هر هر و کر کر و اینقدر می خندیم که توجه همه بهمون جلب میشه که دوتا پسر اومدن بهمون گفتن بياين بامون دوست شین و خلاصه تا غذاشون آماده میشد وایسادن به لاس زدن با ما دوتا که تو یه دنیای دیگه بودیم و داشتیم اصن از یه زندگی دیگه حرف می زدیم و میخندیدیم. غذاشون که آماده شد سوار


2/ 55
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ما چهارتا  

قسمت سوم با یه صدای بم و مردونه که ارامش بخش بود چشمامو باز .حس مردم تو بهشتم..اون پسری که هنوز اسمشو کشف نکرده بودیم دم در اتاق وایساده بود و هی میگفت خانوم..خانوم میشه پاشین؟.. منم چشمامو باز .وقتی دیدمش کلی وحشت .بچه هام پشتش با چشمای پف کرده و قیافه های بهم ریخته وایساده بودن. منم خودمو خیلی ریل نشون دادم . عادی بلند شدمو رفتم از اتا قش بیرون.اونم رفت تو و درو بست. اووف چقدر مغرور بود. رو بچه ها گفتم بچه ها چی شد؟ ایدا گفت من که خو ده بودم تو اتاق


ما چهارتا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

جماعت  

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بياين .» تعجب کرده بودیم. سابقه نداشت بیش تر از صد کیلومتر سرعت بگیرد. غروب نشده ، رسیدیم گیلان غرب. جلوی مسجدی ایستاد. ماهم پشت سرش. که خو م سریع آمدیم بیرون داشتیم تند تند پوتین هامان را می بستیم که زود راه بیفتیم . گفت « کجا با این عجله ؟ می خواستیم به جماعت برسیم که رسیدیم.» از زندگی شهید مهدی باکری\+ تحصیلات ی مکانیک آ ین سمت فرمانده لشکر 31 عاشورا ولادت 1333 آذربایجان غربی میاندوآب شهادت 25 اسفند 1363 جزیره


جماعت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بازم خونه مادر شوهر موندگار شدیم  

مامانم اینا دوشنبه رفتن.روزای آ همسر نزاشت برم پیششون. دعوا راه مینداخت. فقط دو ساعت آ رفتیم خداحافظی کردیم.حالا خودش الان یه هفته اس منو نگه داشته خونه مادرش. دوشنبه که عید بود باید پیش مادرش میبودیم. بعد خواستم برم که براش کار پیش اومد رفت تهران باز من موندم اینجا. مراسم عقد پسرعموشه شنبه وگرنه منم باهاش میرفتم تهران پیش مامانم ولی اون یه روزه رفت و اومد. یه پیشنهاد کاره. اون که اینجا رو ول نمیکنه نمیدونم چرا رو این پیشنهاد کارا پامیشه میره


بازم خونه مادر شوهر موندگار شدیم
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وقتی مربا وارد اقتصاد می شود!  

یه برنامه گذاشته شبکه چهار و از ایده های برتر در حوزه اقتصاد مقاومتی دعوت کرده تا کمکشون کنه و ایده هاشونو به مرحله عمل برسونه. اون وقت با یکی از همین ایده پردازا مصاحبه می کرد، خانومه گفت من در راستای فرمایش عزیز و طرح اقتصاد مقاومتی، پیشنهاد تولید مربا رو دادم از پوست پرتقال و نارنج و ...    پ.ن:حالا هی بياين بگین be relax


وقتی مربا وارد اقتصاد می شود!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

این بالا یکی داره جون می‌ده برات؛ بیا و خلاصش کن!...  

خد امرز هر از گاهی که حوصلهٔ بزله‌گویی‌های دههٔ پنجاهی می‌کرد، من و علی رو که می‌خواست با هم صدا بزنه می‌گفت آی «همشیره‌ها» بياين مثلا باهاتون کار دارم. اولین‌بار بهش گفتم آقا ما که داداشیم، همشیره چیه قضیه‌ش؟ گفت شما دوتا جونور ازتون هیچ غلط و خلافی بعید نیست مشکوک می‌زنید بعضی‌وقتا دقیقا یادمه بهش گفتم آقا همه می‌زنن همه همه‌چی زدن هرکی اندازهٔ خودش حتی یه‌بارم که شده یه یتی خلافی چیزی کرده فقط بابام نمی‌زنه که اونم از مامانم می


این بالا یکی داره جون می‌ده برات؛ بیا و خلاصش کن!...
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 1.36 seconds
RSS