جستجو ها
۸آذر ثبت نام ک داها برای تصدی فدراسیون پینگ پنگ نتیجه و خلاصه بازی ذوب آهن و فولاد دوشنبه 4 بهمن کتاب رمل نقشه معماری معماری نقشه آموزشگاه نوآوران روی خط زندگی گفته american dad s13e01 اطلاعاتی‏ ‏در‏ ‏مورد‏ ‏لاک‏ ‏مغسول فوتبال زلاتان فوتبال پاریس پاییز کابوس مدرسه rooz haye baranii الان می رسیدم داشتم آ ین رتبه قبولی بیوشیمی بالینی 93_94 بازگشایی مدارس در سال تحصیلی nia12 pdf 02 37pm یامانه سجاد بخش نمرات شینی ا یشگاهی sanabad postbank ir برنامه توسعه سازمان ملل متحد core i1 www dastanasolaiman ptc چیست؟ listنکنی دیوونه ع نوشته های عاشقانه اذان سلیم موذن زاده با معنی قدیمی دیجیتال ف یاب دستگاه ف یاب دیجیتال it feels like i have been living for a thousand years eset smart security v703174 x86x64 اسمارت سکوریتی نود listlisthilary duff مردم نظام فرهنگی ی س یچی ش ت استحاله فرهنگی نظام ی ضربه وارد نفوذ نامحرمان پیامدهای بسیاروحشتناک محسن رضایی وجود فقر مشکلات، نشان‌دهنده‌ کم‌رنگ بودن مدیریت جهادی است تیوری جابجایی بزرگ آبا شصتمین ختم قرآن صلوات سلامتـی فرج ارباب نهمین ختم قرآن صلوات شفاء پایان نامه گردشگری میدان نقش جهان اصفهان کیمیا شکوه سلجوقی تعریف اسیدها بازها اسید موادی استفاده موادی هستند اسیدها موادی بازها موادی شیمیایی پیوند پیوند داتیو واکنش‌های شیمیایی پیوند شیمیا 0000002a1 thank_god پاتریک فهیمه نصرالهی para para para مظلوم بنامش ومکانی بنامش معبر ومکانی مظلوم واقع معبر ومکانی بنامش the fault in stars آموزش است اج چارت نجوم نجومی طالع آموزش است اج نجومی آموزش علاقه مندان نجومی آموزش است اج partion enter صفحه بزنید پیغام logical صفحه اصلی وارد صفحه current fixed وارد کنید ظاهر میشود partion current fixed مدرسه مــیــثــاق ip 10 8 علت گیریپاچ کمپرسور کولرگازی mahdi14 نظری فاضل زیبا فاضل نظری زیبا ماهور حکیمی ناهید حرف دو پهلو زده است hamid reza sohrabi لیست بانیان نذر محرم الحرام پاو وینت تکنیک های مهم خلاقیت نت کلارنت و sasan در خانه سلامت چگونه کاغذ را بازیافت میکنند چگونه اکنت کلش را کنیم لوله نازک کولر گازی ر wifi میشود نصیبت میشود طرز تهیه پیتزا گوشت جمع اوری اطلاعات در مورد دسته بندی عنصرها به روش های دیگر در شیمی دهم نمرات پایانی و مستمر زبان انگلیسی 3 4 دبیرستان نمونه تی ملا صدرا آموزش کامل طرز تهیه پیتزا قارچ و گوشت چرخ کرده خوشمزه و خان طبقه بندی عناصر در آیوپاک bavanat صفت و موصوف چیست و مضاف و مضاف الیه و تشبیه و ادات تشبیه وجه شبه اینا چیه کلا و چگونه تشخیص بدیم tiny troopers rip زندگی نامه ی من دانیال و دنیا خوشکله http weblog24link blog aks استرس مواد تواند غذایی کاهش بهبود مواد غذایی مواد معدنی غذاهای تخمیر تولید کورتیزول آنتی ا یدان تحقیق کاربرد انواع الیاف در آسف آپارتمان بلیز دلو کوش آداسی money money money مضرات، معایب، مشکلات و عوارض ایمپلنت دندانی کتاب اطلاع رسان اطلاعاتی نیازهای پژوهش اطلاع رسان رسان پژوهش نیازهای اطلاعاتی پیمان کریمی نیازهای اطلاعاتی، برای کتابداران اطلاع داماش بازی دروازه just cr7
برترین ها


بابا ماما

نگین چت/الفا چت/ عسلی چت/ نگار چت سرافراز چت  

چت سرافراز  پیدایش چت  http parparook.niniweblog.com post 2436 d9 82 d8 b5 d9 87\- d8 b3 d8 aa d8 a7 d8 b1 d9 87\- da a9 d9 88 da 86 d9 88 d9 84 d9 88\-\-\- d9 85 d8 a7 d9 85 d8 a7 d9 86\- d9 86 d9 88 db 8c d8 b3 d9 86 d8 af d9 87\- d9 88 d8 a8 d9 84 d8 a7 da af\- d8 b3 d8 aa d8 a7 d8 b1 d9 87 لیببسصثشصضثبچت ۱گفت اخه بابا اون بالا به زمین دوره من دوست دارم برم پایین از نزدیک همه چیز و ببینم بابا ماه گفت بذار باشه شب که مامان اومد باهاش م می کنیم خورشید خانم یواش یواش غروب کرد و رفت خونشون بابا ماه و ستاره ها هم شامشون و داشتند می خوردند که بیان  ستاره کوچولو ت


نگین چت/الفا چت/ عسلی چت/ نگار چت سرافراز چت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مداحی چه آروم اون گوشه خو ده  

مداحی چه آروم اون گوشه خو ده متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name autostart value false gt چه آروم اون گوشه خو ده چه خنده ای کنج لبهاشه تو خواب ناز داره میبینه که توی آغوشه باباشه داره خواب میبینه که بابا دوباره گل بوسه تو باغ چهرش می کاره نه لبها


مداحی چه آروم اون گوشه خو ده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بازنشرِ یک پستِ فاقد ارزش خوانش!  

وقتی ازم می‌پرسیدند اسم مامانت چیست، لبم را غنچه می‌ ، دست‌هایم را قلاب می‌ پشتم، کمی به عقب و جلو تاب می‌خوردم و آ سر انگار که با زور بخواهند چیزی را از زیر زبانم بکشند می‌گفتم ظریفه و همین را هم با اکراه می‌گفتم، پس طبعا نمی‌گفتم برای این اسمش را گذاشته‌اند ظریفه که وقتی به دنیا آمده موهاش هفت رنگ بوده. هم طلایی بوده، هم قهوه‌ای بوده، هم هم عسلی بوده، هم زیتونی بوده، هم مشکی و عن و مایی. نمی‌گفتم حتی از آن مهت که توی دو سالگی از بس که قش


بازنشرِ یک پستِ فاقد ارزش خوانش!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

رمانم:قسمت1  

صبح دل انگیز دیگری در روستای دوست داشتنی من آغاز شد،آن هم با بادی خنک. از خواب بلند شدم و هوای سرد را به جای نرم و گرمم ترجیح دادم. اوا فروردین بود و هوا خنک. به بیرون رفتم و به خانواده ام سلام و روزی خوب را برایشان آرزو . سر سفره ی صبحانه نشستم و مشغول خوردن شدم احساس چیزی موجب ناراحتی پدر و مادرم شده است.،اما نخواستم آنرا سر سفره بیان کنم چون بابا دوست نداشت سرسفره حرف بزنیم. صبحانه رو که خوردیم وسایل رو به آشپزخونه بردم و سریع به سمت علی برادر


رمانم:قسمت1
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مواجهه با زندگی  

پیش از این گفتم براتون که دلیل ننوشتنم اینه که فکر می کنم روتین زندگیم ، اینکه میام سرکار ، به کارهای خونه رسیدگی می کنم ، ورزش می کنم ، وزن کم می کنم ، آ هفته ها مهمونی میرم و چند وقت یه بار هم محض خالی نبودن عریضه با آقای خواستگار یه دعوا و بگو مگو می کنم nbsp خیلی نکته ی nbsp جالبی برای نوشتن و خوندن ندارهاگه نکته ی جالبی هم باشه که تو اینستاگرام باهاتون به اشتراک می ذارم و شماهم مثل همیشه با لطف و محبتتون من رو شرمنده می کنید nbsp .اما از اون جایی که


مواجهه با زندگی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب  

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name autostart value false gt مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب دلم از ابه دیگه خونه امشب مزاحم شدم من برا زینب می سوزم تو این تب صورت من کبوده و زرده حرف دلم گلایه و درده یه دختره شامی رو دیدم که روسری منو سرش کرده یه


مداحی دلم از ابه دیگه خونه امشب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آهنگ جدید علی بابا و سبحان عابد با نام خط به خط  

آهنگ nbsp علی بابا nbsp و nbsp سبحان عابد nbsp به نام nbsp خط به خط nbsp با بالاترین کیفیت new by nbsp ali baba nbsp ft nbsp sobhan abed nbsp called nbsp khat be khatترانه و آهنگسازی nbsp علی بابا nbsp ؛ تنظیم nbsp سبحان عابد nbsp nbsp آهنگ nbsp جدید علی بابا و سبحان عابد nbsp با آهنگ جدید nbsp علی بابا و سبحان عابد nbsp در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک آهنگ جدید علی بابا و سبحان عابد با نام خط به خط nbsp


آهنگ جدید علی بابا و سبحان عابد با نام خط به خط
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روضه توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره  

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name autostart value false gt روضه توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره الهی نباشه دختری که بابا نداره جان بابای من که این جوری نبوده، دخترم منم تو گودال می گفتم أأنت اَخی؟ گوینده باید توکلش به خدا، توسلش به معصومی


روضه توی دنیا بی بابا زنده بودن جا نداره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

23آبان  

دیروز بدو بدو رفتم آرایشگاه تا خوشگیل بشم بعدش اومدم خسته کوفته ؛بیحال بیحال بودم فقط تونستم با چرت زدن سر سفره شام بخورم ...ماشالاه نای هیشکاری ندارم .البته از ساعت 6 بیدار باش بزنی احتمال همچین خستگی هستش.ماما اینا وخاهری تو پارکینگ عرق کرفس میکشیدن..آب گرم بود ماشین منو هم شستن.میگه بیا بالاتو شستیم ..دیدم جیرانم چه خوشگل شده امشب یه بوووس دادم به هر دوتاشون.امروز صبح زود رفتم بانک به به چه فضای معنوی داره به به ..عطر معنویت همه جارو گرفته ..خ


23آبان
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بگذار تا یادی کنیم از "آب، بابا"  

بگذار تا یادی کنیم از آب، بابا سرمشق های سیب، سینی، سوت، سارا بنویس بابا، آب و نان را آبرو دادبنویس بابا زندگی را سمت و سو دادنقطه، سر خط باز باران، با ترانه بنویس بابا رفت میدان، بی بهانهبنویس شعر ِ یاد یار مهربان رادرس شب تاریک و ماه و آسمان رابنویس بابا روزگاری دیدبان بودروزی شعاع ِ دید ِ او تا بی کران بودامروز اما دیدگانش سو نداردامروز دیگر قدرت بازو نداردبابا وشان بود روزی مثل کاروناما امانش را بریده، سرفه اکنون آن مرد آمد ، بود سر مشق


بگذار تا یادی کنیم از "آب، بابا"
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از خوشحالی های اربعین...  

تلفن زنگ زد...آروم از جاش بلند شد و گوشی رو جواب داد \- بله؟ \- بابا بابا...سلام...بابا از مرز رد شدیم بدون ویزا...بابا حسین طلبید رد شدیم... \- الهی شکر...الهی شکر...ح ون خوبه؟ کجایید؟ \- از مرز همین الان رد شدیم...خوبیم...بابا مهدی باورم نمیشه...رد شدیم بدون ویزا... \- بابا جون مراقب خودتون باشید...حواستون به هم باشه بابا جون... ماس دعا \- چشم چشم...سلام برسونید...مستقر شدیم خبر میدم بهتون... \- باشه عزیزم... حسین پشت و پناهتون...خداحافظ  \- خداحافظ زنگ زد به راحله... \-


از خوشحالی های اربعین...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

هزار و صد و هشتاد و دومین سال  

سلام. خودتان می‌دانید از بچگی عادت نداشته‌ام بروم بغل پدرم. می‌گویند دختر است و پدرش؛ من دختر بودم و خودم. آ ین باری که بغلش می‌دانید کی بود؟ وقتی گفت برمی‌گردیم قم. که بعد فاتحه‌اش را خواند. که بغلم هدر شد. خودتان می‌دانید ناز دخترانه نداشته‌ام. دخترانگی بلد نبوده‌ام. حکما حالا هم بلد نیستم خودم را عزیز کنم. از نازهای دخترانه هم منزجرم. از کلمات دخترانه. از فکر مهمانی فردا و لباسِ پس فردا. از این قوسی که توی صدایشان هست. از این پشت چشم ناز


هزار و صد و هشتاد و دومین سال
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ابن روزای شلوغ من..  

روزای گذشته روزای بدی نبودن... هر چند که بدی های خودشون داشتن  عالی شاید نبودن اما بی انصافیه بگم بد بودن... انقدر اتفاقات مختلف افتاد که نمیدونم از کجا ها دقیقا بنویسم...از شمال اومدن ..از ..از مریضی..از این تصمیمات..از فال قهوه یهویی...گشت و گذار ها و در ها...خونه نبودن بابا....رژیم...قدم زدنای صبحگاهی..ایران اومدن بیتا و اولین بار بعد 30 سال دیدنش و برگشت دوبارش به امریکا...همه چیز در هم بود... روزای شلوغی بود...بخوام بدیاشو بگم از خوبیاش بیشتر میشه...اما


ابن روزای شلوغ من..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بزرگ میشی یادت میره ...  

بچه که بودم دختر هم سن و سالم در هیچکدام از خانواده های پدری و مادریم نبود ، یا حداقل دم دست نبود ، فقط فاطی نوه ی ام بود که دو سال از من کوچکتر بود و به خاطر ازدواج فامیلی پدر و مادرش ، تقریبا کور به دنیا آمده بود ، بازی های مورد علاقه اش بازی و مامان بازی بود که من نه هیچ کدامشان را دوست داشتم و نه هیچ وقت فرقشان را فهمیدم همیشه فقط برای دلخوشک فاطی باهاش بازی می و همیشه هم وسط بازی حوصله ام سر میرفت و فلنگ را میبستم و میرفتم. هم بازی همیشگیم مهد


بزرگ میشی یادت میره ...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

حبیب ِ خاطرات امن ..  

امروز ، چشم که باز خبر فوت َـت را دیدم که رسانه ای شده بود.. من ؟ فکر کرده بودی که باورم میشود؟تمام سایت های خبری را برای صحت داستان زیر و رو تا به نتیجه ی قطعی خبر فوتت برسم..که شوک زده به صفحه ی موبایلم خیره شوم.به ع ت. و بعد به بابا مسیج دهم دیدی حبیبمون رفت؟ و چون میدانستم که بابا اصلا شک به سمتِ تو نمی برد داخل پرانتز برایش نوشته بودم حبیب ِ خواننده .. ا تو برای من یاداور تمام بچگی هایی. یاداور بابایی.. بابا مدام صدایت را برای ما پلی میکرده.. تو ک


حبیب ِ خاطرات امن ..
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شروع  

از امروز تصمیم گرفتم بطور جدی برای ارشد درس بخونم. دوست دارم همه جارو ببینم و همه چی رو تجربه کنم توی این سن nbsp برام مهمه. دوست دارم فروشندگی رو یاد بگیرم تابستون بعد حتما یه شغل اینطوری پیدا میکنم و حتما دربارش کتابای زیادی هم میخونم. یه کتاب خیلی بزرگ از مقاومت مصالح روبرومه که باز هم جوابگوی سوالات تکلیف فردا نیست. راستش خسته شدم از اینکه هیچوقت خدا همه سوالای تکلیف روحتی با صرف چند روز نمیتونم حل کنم. اصلا چرا باید سوالا در حد المپیاد باشه


شروع
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مدرسه بابا  

صب هلک و هلک رفتیم به سمت مدرسه. یهو وسط راه دیدیم داره برف میباره . جلو تر که رفتیم دیدیم همه جا سفید شده . زنگ زدم مدیر گفتم  مدرسه تعطیل آیا؟گف نه   . بازم رفتیم جلوتر . در دو قدمی مدرسه خانم مدیر زنگ زدن که مدرسه تعطیل شده و من از خواب صبحم جا موندم و تعطیلیم کوفت شد .و با بابا رفتم مدرسه ادنا . زنگ اول کلاس بابا رفتم خودم خوابم گرفت بچه ها رو نمیدونم   بابا ب بچه ها گفت این معلم جدیده من میخوام برم. بچه ها گفتن نهههههه یکی از دخترا هم گریه کرد . ا


مدرسه بابا
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماههایی که گذشت 2  

nbsp آقایون آدمهای عجیبی هستند نه اینکه بگم بد ها، نه بد نه عجیب من جسارت به اقایون نمیکنم دارم راجع به اقای خودم علی آقای گل حرف میزنم ...علی گاهی وقتها به حرفهام گوش میده هر کاری ازش بخوام برام انجام میده طوری که خودم تعجب میکنم و بهش میگم بزار حرف از دهنم در بیاد و تموم بشه بعد و امان از زمانی که بیست بار مثلا ازش میخوام سر راه نبات ب ه یکماه تمام باید بگم تعجبم از اینه که من برای وسایل خونه چیزی بهش نمیگم خودش همیشه هواسش هست و بموقع یدش رو میکن


ماههایی که گذشت 2
منبع :
درخواست حذف این مطلب

مداحی نگفتی من دل دارم رفتی  

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name autostart value false gt مداحی نگفتی من دل دارم رفتی نگفتی من دل دارم رفتی نگفتی دختر داری رفتی بدون اینکه بار غم رو از رو دلم برداری رفتی حالا من بدون تو کجا برم حالا من بدون تو چیکار کنم اونقدر گریه میکنم که


مداحی نگفتی من دل دارم رفتی
منبع :
درخواست حذف این مطلب

گزارشانه  

امروز دقیقا 29 روز به اومدن نی نی باقی مونده ،البته اگر نی نی خان طبق تاریخ اعلام شده برای زایمان طبیعی تشریف بیاره و نه زودتر. استرس شدید را که ناشی از ترس زودتر به دنیا اومدن بود به مقدار زیادی از دست دادم. دلیلش هم اینه که روز شنبه وارد 36 هفتگی میشم و دقیقا از 37 هفتگی یعنی 9 روز دیگه همه ارگانهای نی نی به حد کافی رشد کرده و به احتمال خیلی زیاد حتی اگر به دنیا هم بیاد مشکل حادی نخواهد داشت. گرچه برای جلوگیری از احتمالات خو دن تو دستگاه با تمام وج


گزارشانه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزهای آینده  

امروز دقیقا  32 هفتگی را شروع  و خوشحالم که یک پنجم راه بیشتر باقی نمونده. این روزها خیلی وقتها را در بیمارستان می گذرونم .گاهی نگران حرکات بچه میشم و برای گرفتن ضربان قلب میرم گاهی دیگه به خاطر چک ادرار میرم .به طور طبیعی هم اینجا هر چند وقت یکبار با ماما یا وقت ملاقات روتین داریم. تازه یک وقتهایی هم میرم سراغ عمومی که خیلی خیلی دوستش دارم و تمام این مدت بهترین دوستم و راهنمام بوده. از اونجایی که پوزیشن نی نی breech هستش کمی تا اندکی نگرانم که نچر


روزهای آینده
منبع :
درخواست حذف این مطلب

من برگشتم...  

سلام به همه دوستان خوب خودم . دیدین خیلی زود برگشتم . دیگه خوب یا بد اینجا خونه منه . شاید چند روز ولش کنم اما بازم برمیگردم . روزهای پر از مشغله با گرفتاری های مختلف و در حد شدید داشتم . حس ندارم از همه شون بنویسم . یا اگه بنویسم خیلی شرح و تفصیل نمیدم .خیلی خسته شدم . تمام روزم از صبح تا شب شده کار و کار و کار . این وسط هم ماما یه دفعه سکته قلبی کرد و حال من خیلی بدتر از قبل شد و شده . خدا رو شکر که خطر از سرش گذشت . گفته بود اگه زود نرسونده بودینش ممکن ب


من برگشتم...
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ماما  

مرا در آغوش بگیر ، مادر قول بده ، دیگر کابوس نخواهم دید دست هایم را گرم کن و جانت را ، دوباره به من ببخش... مرا در آغوش بگیر... قول بده که هیچ اتفاق بدی نمی افتد به من بگو، چشم بر هم که بزنم،  تمام میشود به خانه خواهیم رفت، و گرم خواهم شد... می آیم به خانه، نسیتی سرد است... نیستی... گرم می شوم... آب میشوم...   مرا در آغوش بگیر مادر، باز از زمین جدا شوم... مرا در آغوش بگیر آغوش گرم بی بهانه ای که این روزها کم است مرا به یاد بیاور، همه کودکی ام را...   هرگز بی تو


ماما
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود  

رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان هشدار داد دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود   رباطی به وجود احشام در داخل شهر هشدار داد و خواستار انتقال اندک دامداری ها به خارج از شهر شد. رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان در گفتگو با انعکاس ورزقان به انباشت انواع فضولات حیوانی و وضعیت نامناسب جوبهای داخل شهر که موجب به خطر انداختن و تهدید سلامت مردم شده است اشاره کرد و از ادارات ذیربط خواست نسبت به انتقال هر چه سریعتر دامداری ها از داخل شهر ورزقان به


دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود  

رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان هشدار داد دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود   رباطی به وجود احشام در داخل شهر هشدار داد و خواستار انتقال اندک دامداری ها به خارج از شهر شد. رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان در گفتگو با انعکاس ورزقان به انباشت انواع فضولات حیوانی و وضعیت نامناسب جوبهای داخل شهر که موجب به خطر انداختن و تهدید سلامت مردم شده است اشاره کرد و از ادارات ذیربط خواست نسبت به انتقال هر چه سریعتر دامداری ها از داخل شهر ورزقان به


دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود  

رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان هشدار داد دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود   رباطی به وجود احشام در داخل شهر هشدار داد و خواستار انتقال اندک دامداری ها به خارج از شهر شد. رئیس شبکه بهداشت و درمان ورزقان در گفتگو با انعکاس ورزقان به انباشت انواع فضولات حیوانی و وضعیت نامناسب جوبهای داخل شهر که موجب به خطر انداختن و تهدید سلامت مردم شده است اشاره کرد و از ادارات ذیربط خواست نسبت به انتقال هر چه سریعتر دامداری ها از داخل شهر ورزقان به


دامداری ها به خارج از شهر انتقال داده شود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

آ هفته  

سلامممیزی خوب بود یعنی بد نبود. به قول خود ممیز اگه میخواستم بهت گیر بدم میتونستم ولی وقت کم داریم خداروشکر که تموم شد. اون هفته همش استرس داشتم احساس میکنم یه طرف ذهنم سبک شدهعمل بابا هم با موفقیت انجام شد. بعد تعطیل شدن از سرکار رفتم دنبال دخملی و با هم رفتیم خونه بابا اینا. نمیدونم چرا انقدر سرش درد میکرد؟ اون چشمشو که عمل کرده بود اصلا اینجوری نشده بود. خلاصه زنگ زدم به همسر گفتم بیا دنبالمون . دخملی خیلی حرف میزد و شیطونی میکرد گفتم زودتر


آ هفته
منبع :
درخواست حذف این مطلب

ابان ۹۵  

سلام به دوستای خوبم امیدوارم فصل دوم پاییز رو با خوشی آغاز کرده باشید .من اولین روز ابان رو با شروع کلاس زبان آغاز این کلاسه یکم متفاوته با کلاس زبان های دیگه یکماه است و امادگی برای ایلتس هست ایشالا با تلاش به اون نقطه تز موفقیت برسم خلاصه که هم از ۹ تا ۲ میرم کلاس وطی هفته هم شب ها بلنده یا کتاب میخوانم وی اعتی رو هم اختصاص میدم به زبان و کارهای روزمره هم که هست جمع اوری خانه و کمک به مامان وهمچنان تمرین صبر رو انجام میدم مواظبم خیلی جوش نیارم


ابان ۹۵
منبع :
درخواست حذف این مطلب

بابا رجب  

بابا رجب زیباترین بابای دنیا است مانند درّی در صدف در عمق دریا است آتشفشانی بی صدا در حال ذوب است پنهان ترین آرامش در حال نجوا است از کل دنیا روی خوبش را گرفتند شیرین ترین مجنون عمر گرم لیلا است مهتاب بلاجویان دشت است پیداترین روشنگر تنهای تنها است آزرده است چوُن بیدمجنون خسته اما مانند سرو و بیستون ب ا و برجا است او شمع و باقی گرد او پروانه هستند تک چلچراغ معرفت در خانه بابا است او را پناهی جز حرم در زندگی نیست او را ضمانت کرده آن مردی که آقا


بابا رجب
منبع :
درخواست حذف این مطلب

5. خانه ی کجاست؟  

خب همونطور که از عنوان متن انتظار میره ی شده بله ب اونم زمانی که هممون بیدار بودم و تازه من همون طبقه ای بودم که توش ی صورت گرفته فی الواقع آقا یا خانم هر کی بوده خیلی شیرررررر بوده، والا با این نوناشون حالا ببینیم چی یده شد یک عدد صندوق صدقات و یک ظرف مسی بسیار قدیمی که برای مادرجان بسیار عزیز بوده و از آن به عنوان یک دکور استفاده می شود.   عزیز میشه  گفت تقریبا به کاهدون زدی، نه البته خیلی هم کاهدون نبود اون ظرفه خیلی گرون قیمت هست، ولی خب صن


5. خانه ی کجاست؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگارنده [داستان کوتاه]  

نگارنده از نقش آگاه نیست... کلید انداخت و قفل در را باز کرد، هنوز لبخند بر لب داشت و چشمانش میخندید، بوی خوبی نمی آمد ، قدم به داخل حیاط گذاشت ، غار غار کلاغی روی شاخه ی خشکیده ی درخت از جا پراندش ، چشمانش به سرعت رنگ باخت و لبخندش محو شد، بی حواس به داخل آمد و در حیاط را بست صدای کوبش قلبش را در قفسه ی اش می شنید ، لبان خشکش را با زبان تر کرد ، آب دهانش را قورت داد ، بی صدا لب زد مامان...  کیف دستی اش روی زمین افتاد و گامی دیگر برداشت، درِ هال نیمه با


نگارنده [داستان کوتاه]
منبع :
درخواست حذف این مطلب

از هر دری!!!  

بلا ه این هفته هم گذشت... نسبتا بدک نبود... برای اولین بار کاری که تا حالا به عمرم انجام ندادم ..این کار حس تحقیر بهم میداد همیشه.... اما خوب این دفعه مجبور شدم..دلم نخواست مورد علاقم از دستم ناراحت بشه..وقتی روم حساب باز میکنه... تو شرایط نرمالی برای درس خوندن واسه امتحان نبودم...جز چند صفحه اول هیچی نخوندم...چشمام به کتاب و ذهنم به هزار جا... ا ش زیر کاغذ امتحانی اینو نوشتم معذرت میخوام جبران میکنم خدا میدونه چقدر بخنده... ابروم رفت...اون از اولش که رفت


از هر دری!!!
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟  

برادر شهید در حالی که گریه امانش را بریده بود، می‌گفت « ب بچه‌ها می گفتند شنیدم بابا شهید شده. عمو شهید یعنی چی؟ شهید چه شکلیه؟» بار دیگر م ع حرمی عطر و بوی حرم حضرت زینب س را برایمان به ارمغان آورده بود. برای وداع با پیکر شهید پا به حسینیه معراج ال ی تهران گذاشتیم.   صدای گریه مردی توجه همه را جلب کرده بود. حال خودش را نمی شناخت. آنقدر بغض در گلو داشت که بلندبلند درد دل می کرد. می‌گفت «روز اربعین در کربلا بودم که به من زنگ زد و گفت داداش زیارتت ق


شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

 

امروز تا ظهر داشتم غرغر می با خودم...اصابم خورد بود عجیب... همش به ماجراهای خودمو پارسا فک می ...میگفتم خب چیکاری بود...این همه بهترین دوران های درس خوندنمو عیدو تابستون گذاشتم برا این چیزا...در حالیکه میتونستم به بهترین وجه من الوجوه بشینم بخونم درسارو...خلاصه هی غرغرو غرغرو غرغر... ولی خب  نکته ای که بود این بود که تابستون وختی که درست و حس نمیخوندم به خودم قول دادم بعدنا اگه پشیمون شدم خودمو سرزنش نکنم خلاصه مثه این آدمای بیمار و گوشه گیرو بدبخت


منبع :
درخواست حذف این مطلب

بخون ضرر نداره  

تو این پست سعی خواهیم کرد بهترین متن های زیبا ، جملات زیبا و انرژی مثبت رو گردآوری و درج کنیم امیدوارم استفاده ببرید.✦✦✦✦هر ردپای آهویی را که دیدی دنبال نکناین روزها زیادند گرگ هایی که با کفش آهو راه میروند .. ✦✦✦✦ ✦✦✦✦تو را پاک آفرید ایزد ز خود شرمت نمی آیدکه روزی پاک بودستی ، کنون آلوده دامانی ؟✦✦✦✦ ✦✦✦✦رسیدن فردا برای هیچ حتمی نیست،پس به انی که دوستشان دارید ابراز عشق کنید، شاید فردا هرگز نیاید.✦✦✦✦ ✦✦✦✦بابا داشت رو مه میخ


بخون ضرر نداره
منبع :
درخواست حذف این مطلب

وصیت  

صبح بابا اومده بیدارم کنه  بعد شصت بار صدا زدنو دادو بیدادو مشتو لگد یکم لا چشامو باز نگاه بابا با صدای فوق بچگانه ای انگار دارم با نی نی حرف میزنم گفتم شلام شلام بعدم لپشو کشیدم دوباره کپمو گذاشتم هنوز بابا داره چپ‌ چپ نگام میکنه خو به من چه آدم تو خواب چه میفهمه \- من اصلا یادم نمیاد این قضیه رو \- اینم ننه ی مان وقتی بیدار شدم درحالیکه کبود شده بود از خنده تعریف کرد \- ددی جان هم هعی چش غره میرفتن \- دارم میرم سم بریزم تو غذای یا نسلشون منقرض شه


وصیت
منبع :
درخواست حذف این مطلب

روزهای بعد از عروسی .... + آشپزی ها  

حدود یه ماهه که اینجا نیومدم. البته میومدم و سر میزدم و کامنتا رو جواب میدادم. تو اینستا هم که در جریان حال و روزم هستین. ولی خب نیومدم اینجا چیزی بنویسم. nbsp درگیر دفاع بودم. بالا ه من دفاع . هی میومدم می گفتم یعنی میشه من بیام بگم که دفاع و تموم شد؟ بله بله دفاع و نمره م شد 19.5. ولی هنوز تموم نشده، مقاله دادن مونده و اصلاحیه تز و از این حرفا که البته دیگه واسشون استرس ندارم. نزدیکای دفاع دیگه خونه نشین شده بودم تقریبا. البته بازم نه زیاد. کلا ما همش


روزهای بعد از عروسی .... + آشپزی ها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

د هلمند ولایت پېژندنه  

هلمند د افغانستان  په سوېل لوېدیځ کې یو له هغو ولایتونو څخه دى، چې د هېواد  لسمه برخه جوړوی، طول البلد یې ٦٠ درجې ٦١ دقیقې  او عرض البلد یې ٢٩ درجې ٣٠ دقیقې دى.هلمند ٦١٨٢٩ کیلومتره مربع مساحت لری ، ختیځ ته یې کندهار، شمال ته یې اروزګان،دایکنډی، ،غور، لوېدیځ ته یې فراه او نیمروز ولایتونه دی او سوېل ته یې د١٦٢ کیلومتره په  سرحد لرلو سره د ډیورنډ کرښه ده.شمالی برخې ته یې  غرونه حلقه  شوی  او سوېل ته یې ریګستانی سیمې دی، هوا او اقلیم یې  په ژمی ک


د هلمند ولایت پېژندنه
منبع :
درخواست حذف این مطلب

غمنامه حضرت رقیه سلام الله علیها  

بسم الله رقیه علیها السلام در عاشورا در بعضى روایات آمده است حضرت سکینه علیها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى که به احتمال قوى همان رقیه علیها السلام باشد گفت بیا دامن پدر را بگیریم و نگذاریم برود کشته بشود سلام الله علیها . حسین علیه السلام با شنیدن این سخن بسیار اشک ریخت و آنگاه رقیه علیها السلام صدا زد بابا مانعت نمى شوم . صبر کن تا ترا ببینم سلام الله علیها حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و لبهاى خشکیده اش را بوسید. در این هنگا


غمنامه حضرت رقیه سلام الله علیها
منبع :
درخواست حذف این مطلب

تمام آن ج ها همه تقصیر قلبم بود  

نوار قلب من بی تو ز اندوه ات پریشان استکه خط صاف آن اکنون دقیقا خط پایان استرسیدم آ ش ای عشق به آن چشمان زیبایتچرا بابا ز این حالم ز غم اینگونه گریان است؟رسانده قلب من بابا مرا حالا به معشوقمچرا بابا ز احوالم غمی در چشم مامان است؟تمام آن ج ها همه تقصیر قلبم بودکه با پایان آن ضربش رسیدنها چه آسان است در کنار هم چه پایان دل انگیزیببین حالا که دلشادم ز اندوه که باران است؟محمدصادق رزمی


تمام آن ج ها همه تقصیر قلبم بود
منبع :
درخواست حذف این مطلب

خود تعطیل کن  

۱ . ب منو ابجیم تو اتاقامون بودیم بابا تو هال بودنیه صدای وشحتناک تـــــــــَق مانندی اومد من اهمیت ندادم گفتم فوقش صدا یخچال بوده \-__\- بعدش صدای بابا اومد گفت  \+ دختراااا صدای چی بود _ ندونیم لابد یخچال بوده \+خو بیا نگا کن شاید اتیش گرفته باشه منم رسیدم نزدیک اشپزخونه دیدم پر از دوده که دوباره یه صدای تق اومد _باباااااا من میترسم خودت برو نگا کن \+ برو ببینم زود مدیونید اگه فکر کنید بابا خودشونم جرات نداشتن برن تو اشپزخونه هیچی نبود مامان جان


خود تعطیل کن
منبع :
درخواست حذف این مطلب

نگاهی به و احکام اجتماعی ( ۳ )  

زدم به بالش این نوشتار نقدی است بر مقاله ای از آقای حسن یوسفی اشکوری nbsp در اینجا https azadiandisheh.com article 373پایه های اجتهاد در فقه شیعه nbsp ۱ \- nbsp قرآن nbsp . در nbsp اینجا بر رسی شد nbsp http tarikhroze4.blogsky.com 1395 05 19 post\-50 nbsp ۲ \- nbsp سنت. nbsp سنت یعنی آنچه در گذشته رسم شده و به امروز رسیده است، nbsp در گذشته ای که ارتباط جوامع محدود بود و وسایل ارتباطی نبود و یا خیلی کم بود به و مردم از چند و چون دنیا بی خبر بودند فتوا nbsp به پیروی از فرهنگ مسلط می توانست جامعه را همچنان در عهد


نگاهی به و احکام اجتماعی ( ۳ )
منبع :
درخواست حذف این مطلب

شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟  

   بار دیگر م ع حرمی عطر و بوی حرم حضرت زینب س را برایمان به ارمغان آورده بود. برای وداع با پیکر شهید پا به حسینیه معراج ال ی تهران گذاشتیم.  صدای گریه مردی  فرزاد قاسم زاده برادر شهید توجه همه را جلب کرده بود. حال خودش را نمی شناخت. آنقدر بغض در گلو داشت که بلندبلند درد دل می کرد. می‌گفت «روز اربعین در کربلا بودم که به من زنگ زد و گفت داداش زیارتت قبول باشه. منم به زودی برمی گردم و میام کنارتون. یدالله مثل همیشه بر قولش ماند و امروز آمد.»  به اینج


شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟
منبع :
درخواست حذف این مطلب

کافه لاته  

اینجا چه جای دنج و دوقطبی ایه ، چه جوری تنهایی پسری که پشت میز سمت راست من نشسته میتونه با لبخند پر عشق آن دختر و پسری که پشت میز سمت راستش نشستند جمع بشه ؟ جمع عشق ها و ش ت ها تنها به فاصله چند میز و صندلی، پر شده از ادم های محزون و تنها در کنار خوشحالان و چاکان عشق.  \+ اوهوم...  در کنار این سوژه های انسانی موزیک غربی نامفهوم متن کافه هم عجیب عطش نوشتن رو بیشتر میکنه، اما الان که قلم و کاغذی ندارم ، کاش میشد یه چیزی بنویسم ، کاش توی این موقعیت تکرا


کافه لاته
منبع :
درخواست حذف این مطلب
  
All rights reserved. © weblogyar 2016 Run in 1.384 seconds
RSS